Skip to main content
فهرست مقالات

اسطوره خورشید در شعر خاقانی و نظامی

نویسنده:

(10 صفحه - از 28 تا 37)

کلید واژه های ماشینی : خورشید، خاقانی، اسطوره خورشید در شعر خاقانی، اساطیر، شعر خاقانی، دیوان، آیین، آسمان، رمز، آتش

خلاصه ماشینی:

"59 از سوی دیگر،در عهد جدید(انجیل)خورشید به جای(به تصویر صفحه مراجعه شود) عنصر آتش به‌کار رفته‌60و در بیتی از حافظ نیز چنین‌ می‌خوانیم: زین آتش نهفته که در سینهء من است‌ خورشید،شعله‌ای‌ست که در آسمان گرفت‌61 عطار نیز گفته: رفت آن خورشید روی آتشین‌ تا شود با ذره‌ای خلوت‌نشین‌62 خاقانی و نظامی در بسیاری از موارد،با تعابیر مختلف،به‌ آتشین بودن خورشید،اشاره کرده‌اند: آهوی آتشین رو،چون در بره درآید کافور خشک گردد،با مشک تر برابر63 *** خورشید ز برق لعل رخشت‌ ناری‌ست که بی‌دخان ببینم‌64 *** آن آتشین صلیب در آن خانهء مسیح‌ بر خاک مرده باد مسیحا برافکند65 چون روغن طلق است طل،بحر دمان زبیق عمل‌ خورشید در تصعید و حل،آتش در اعضا داشته‌66 و نظامی سروده: سینهء خورشید که پر آتش است‌ روی تو می‌بیند از آن دل‌خوش است‌67 *** سیماب ستاره‌ها در آن حرف‌ شد ز آتش آفتاب شنگرف‌68 *** شه از دیدار آن بلور دلکش‌ شده خورشید،یعنی دل پرآتش‌69 *** چو روز دگر چشمهء آفتاب‌ برانگیخت آتش ز دریای آب... 79به گمان من،روایت بندهشن که آینه را-در معنی‌ شکل و گونه-به خورشید منسوب می‌داند،80تحت تأثیر همین رمز بوده است: باشد چو طبع و مهر من اندر هوای تو چون تاب گیرد از حرکات خور آینه‌ بادت جلال و مرتبه چندانکه آسمان‌ هر صبح دم برآورد از خاور آینه‌81 *** چو روز آیینهء خورشید دربست‌ شب صد چشم،هر صد چشم بربست‌82 *** درخشیدن تیغ آیینه تاب‌ درخشان‌تر از چشمهء آفتاب‌83 دو روی است خورشید آیینه‌وش‌ یکی روی در چین،یکی در حبش‌84 ناخودآگاه،بیدار شاعران ایران،تقارن می و آفتاب را چنان‌ دریافته که بر اثر آن،مضامینی گویا به دست داده است،تا جایی که در شعر خاقانی از«می»با عنوان دختر آفتاب‌15یاد گردیده و می«زادهء آفتاب»86خوانده شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.