Skip to main content
فهرست مقالات

نوگرایی؛ تحول و دیکتاتوری در ایران؛ نظم نوین و مخالفانش (1927- 1929 م/ 1306- 1308 ق)

نویسنده:

مترجم:

(50 صفحه - از 168 تا 217)

سال‌های نخستین حکومت پهلوی در ایران به‌طور عمده از منظر تلاش این حکومت برای ایجاد ساختار حکومتی متمرکز،بررسی شده است.[در این راستا]تمام توجه‌[پژوهشگران‌]،از یک سو بر نوع‌ رویکرد سیاسی نخبگان تهران و از سوی دیگر بر نموداری که براساس پیشرفت یا عدم پیشرفت نخبگان و ارزیابی موفقیت آنان در گذار ایران به نوسازی،استقلال سیاسی و تشکیل دولت و ملت ترسیم شده، متمرکز شده است.4این توجه به رژیم تهران و شکل نو سازی آن به عنوان یک روی سکه‌ای است که روی‌ دیگر آن،سکوتی نسبتا کامل به جذابیت‌ها و ابعاد دیگر این نوسازی است.به منظور تشریح گزارش‌ تاریخی یا فهم تجربه گروه‌های دیگر،به‌عنوان نمونه عامه مردم،از جمله مردم تهران،گروه‌های غیر پایتخت نشین مثل اصناف و بازاریان شهرها یا هر طبقه اجتماعی ساکن در نواحی روستایی،تلاش اندکی‌ انجام گرفته است.هدف نوسازی اقتدارگرایانه‌ای که توسط رژیم رضا شاه تحمیل می‌شد تغییر دقیق این‌ عناصر بود.اما به‌[این نوسازی‌]نه تنها بی‌اعتنایی شد،بلکه با مخالفت بی‌باکانه این عناصر قرار گرفت.به‌ بیانی دقیق‌تر،حاکم شدن نظم نوین،به‌طور عمده،عکس‌العمل‌های پیچیده و چند وجهی اقشار و طبقه‌های مختلف جامعه ایرانی را برانگیخته بود.اگر چه از تجدید نظم و ثبات نسبی در نیمه نخست این‌ دهه به‌طور گسترده‌ای استقبال شده بود و حکومت به همین نسبت،دوره‌ای از نوسازی بنیادی را، مخصوصا در طول سال‌های 1306-1308/1927-1929م آغاز کرده بود،اما گروه‌های قدرت‌مند اجتماعی،به‌ویژه گروه‌های پایین جامعه،به استراتژی مقاومت منفی،مخالفت و در مواقعی مقاومت در برابر نوسازی روی آوردند.هدف این پژوهش از شرح این عکس العمل‌ها و راهبردها،تلاش برای نمایاندن‌ ترتیب تاریخی(تقدم و تأخر تاریخی)این سال‌هاست.

خلاصه ماشینی:

"اگر چه این توافق از راه مذاکره بین تیمورتاش و آیت‌الله اصفهانی حاصل شده بود،اما سردرگمی و نگرانی شدیدی را در میان بست‌نشینان قم ایجاد کرد،زیرا به نظر آنان این توافق‌ ناکافی و غیر قابل اجرا بود در 4 دی/26 دسامبر آیت‌الله اصفهانی؛مردی که نزدیک به نود سال سن داشت و برای مدتی نیز بیمار بود،از دنیا رفت. 3مدیریت روزانه مسائل ایل،مثل سازمان‌دادن کوچ‌ها،به‌طور عمده جزئی از وظایف کلانترها شده بود و چادرنشینان نیز به‌ این آگاهی دست یافته بودند که حضور خان‌ها نه تنها برای تداوم زندگی اجتماعی و اقتصادی‌ شبانی‌شان ضروری نیست،4بلکه تجربه نیز ثابت کرده بود که کارها بدون حضور آن‌ها به‌گونه‌ مطلوبی انجام می‌شود. 3در تیرماه/اواخر ژوئن و اوایل جولاینشانه‌های آشکاری از قیام قریب الوقوع در بین بختیاری‌ها وجود داشت و در ظرف چند روز مرکز ثقل قیام‌های ایلات از شیراز به اصفهان که به نظر می‌رسد به واسطه اخباری که از قیام‌های جنوب شنیده بودند،تحریک شده و برای نبردی سخت در برابر ارتش مصمم بودند، منتقل شد. دقیقا به همان اندازه که نگرانی اعضای عادی ایلات از کلاه پهلوی، خدمت نظام وظیفه و اسکان اجباری،در زمانی که رهبران‌[ایلات‌]مردد،گوشه‌گیر یا حتی‌ متخاصم باقی مانده بودند،پویایی را برای قیام‌های ایلی فراهم آورده بود،نگرانی روحانیت در مراکز استان‌ها نیز بیشتر به واسطه نگرانی‌های روحانیون محلی،مبلغان و طلاب،یعنی‌ کسانی که به طور عمده به قوانین لباس جدید و خدمت نظام وظیفه حساس بوده و به‌طور معمول از معافیت هیئت وزرا محروم و منبع در آمدشان را نیز به واسطه غیر مذهبی شدن‌ نظام قضایی از دست داده بودند،برانگیخته شده بود."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.