Skip to main content
فهرست مقالات

گذار زن از گدار زندگی (6)

نویسنده:

(6 صفحه - از 544 تا 549)

کلید واژه های ماشینی : زن ، اصفهبد ، یزد ، مردان ، دین ، خورشید ، مغولان ، شهر ، اسلام ، ایلچیان

خلاصه ماشینی:

"و از جمله این ولایات،ولایت یزد چنان شده بود که اگر کسی در تمامت دیههای‌ آنجا می‌گردید،قطعا یک آفریده را نمی‌دید که با وی سخن گوید یا حال را بپرسد،و معدودی چند که مانده بودند دیده بانی معین داشتند،چون از دور یکی را بدیدی اعلام‌ کردی،جمله در کهریزها و میان ریگ پنهان شدند... و در اکثر شهرها،از بیم آنکه ایلچیان را به خانه‌های ایشان فرو می‌آوردند در خانه‌ها از زیر زمین می‌کردند و راه گذرهای باریک تا باشد که ایلچیان به چنان گذرگاه میل‌ نکنند و فرو نیایند؟هر ایلچی که به خانهء کسی فرو می‌آمد،بیرون از آنکه زیلو و جامه‌ خواب و تمامت آلات خانه پاره و کهنه می‌کرد-هرچه می‌خواستند برمی‌گرفتند،یا کوتل- چیان ایشان می‌دزدیدند،و اگر اندک قوتی و نفقه وهیمه‌ای جمع کرده بودی،تمامت می‌ستدند و درهای خانه بجای هیمه می‌سوختند و خراب می‌کردند... یکی از ائمهء یزد در شهر خانه‌ای داشت،در شهور سنه خمس و تسعین و ستمایه‌ (695 هـ/1295 م)سلطان شاه پسر«نوروز»و مادرش در عهد عظمت او آنجا فرو آمدند،و مدت چهار ماه نشسته بودند،و بعد از آنکه یک چیز از تفاریق در خانه نگذاشتند چون رحلت‌ کردند مقدمان شهر حاضر شدند و احتیاط کردند،در آن خانه که قیمت آن قرب پنجاه هزار دینار بود آنجا زیادت از دو هزار دینار درهای به غایت لطیف و پاکیزه سوخته بودند،و دیگر خرابیها کرده. فی الجمله چون پادشاه اسلام خلد ملکه(غازان خان)،تدبیر ممالک می‌فرمایند در باب‌ ایلچیان اول تدبیر چنان فرمود که از هر صدو و بیست ایلچی بیهوده عوان-که پیش ازین به‌ هرزه به ولایات می‌رفتند-این زمان یکی نمی‌رود،مگر جهت مصالح ضروری می‌فرستند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)