Skip to main content
فهرست مقالات

یاد یاران (محمد حسن رهی معیری)

معرف:

(7 صفحه - از 8 تا 14)

کلید واژه های ماشینی : رهی ، محمد حسن رهی معیری ، غزل ، شعر ، عشق ، یاد یاران محمد حسن رهی ، شمع ، موسیقی ، آزاده ، ادبی

خلاصه ماشینی:

"»31 به دلیل همین ویژگی شعر اوست که‌ برخی از ابیات او زبان‌زد مردم شده است‌ نظیر: من جلوه‌ی شباب ندیدم به عمر خویش‌ از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام و یا: خیال‌انگیز و جان‌پرور،چو بوی گل سراپایی‌ نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی رهی در عین پیروی از سبک غزل حافظ و سعدی،مضمون‌پردازی‌ها و نازک‌خیالی‌های‌ صائب را نیز در غزل خود جای داده است. ک سایه عمر ص 131-831- 051) نیروی اشک عزم وداع کرد جوانی به روستای‌ در تیره شامی از بر خورشید طلعتی‌ طبع هوا دژم بد و چرخ از فراز ابر همچون حباب در دل دریای ظلمتی‌ زن گفت با جوان که:«از این ابر فتنه زای‌ ترسم رسد به گلبن حسن تو آفتی‌ در این شب سیه که فرو مرده شمع ماه‌ ای مه چراغ کلبه‌ی من باش ساعتی» لیکن جوان ز جنبش طوفان نداشت باک‌ دریادلان ز موج ندارند دهشتی‌ برخاست تا برون بنهد پای زان سرای‌ کاو را دگر نبود مجال اقامتی‌ سرو روان چو عزم جوان استوار دید افروخت قامتی که عیان شد قیامتی‌ بر چهر یار دوخت به حسرت دو چشم خویش‌ چون مفلس گرسنه به خوان ضیافتی‌ با یک نگاه کرد بیان شرح اشتیاق‌ بی‌آنکه از زبان بکشد بار منتی‌ چون گوهری که غلتد بر صفحه‌ای ز سیم‌ غلتان به سیمگون رخ وی اشک حسرتی‌ زان قطره‌ی سرشک فرو ماند پای مرد یکسر ز دست رفت اگرش بود طاقتی‌ آتش فتاد در دلش از آب چشم دوست‌ گفتی میان آتش و آب است نسبتی‌ این طرفه بین که سیل خروشان در او نداشت‌ چندان اثر که قطره‌ای اشک محبتی اشعار رهی در دو مجموعه به نام‌های‌ سایه‌ی عمر و آزاده چاپ شده است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.