چکیده:
او به حقیقت انصاف و جایگاه آن در فقه اسلامی پرداخته است، و همچنین بیان کرده است که این مفهوم مترادف با عدالت عملی است؛ و از آنجایی که فقه اسلامی بر پایه عدالت اجتماعی و اخلاق بنا شده است، انصاف ذاتاً در حقوق اسلامی جایگاه مهمی دارد. همچنین به آنچه امام فقید (س) فرمودهاند اشاره کرده است مبنی بر اینکه دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد نقش دارند، بنابراین انصاف ذاتاً بسته به زمانها و مکانها مصادیق مختلفی دارد و لزوماً یکسان نیست بلکه متعدد است.
خلاصه ماشینی:
خلاصه: ایشان به حقیقت انصاف و جایگاه آن در فقه اسلامی پرداخته و همچنین بیان داشتند که آن مترادف با عدالت عملی است، و از آنجا که فقه اسلامی بر پایه عدالت اجتماعی و اخلاق بنا شده است، انصاف نیز به اقتضای این امر، جایگاه مهمی در حقوق اسلامی دارد.
پیش از ورود به بحث درباره انصاف و مسائل مربوط به آن و جایگاه انصاف در حقوق و احکام شرعی، ناگزیریم مقدمهای ذکر کنیم و آن این است که شریعت اسلامی بر عدالت اجتماعی و اخلاق استوار است، به این معنا که تمامی احکام شرعی و قوانین باید با عدالت و اخلاق مطابقت داشته باشند؛ و به همین مناسبت، معنای عدل، اقسام آن و اخلاق را ذکر میکنیم.
بلکه به واسطه کثرت استعمال قسط به معنای عدل، یک وضع تعینی برای آن ایجاد شده است و در پی آن میبینیم که در بسیاری از عبارات، کلمه قسط به معنای عدل به کار میرود؛ و همانطور که کلمه انصاف نیز به همین ترتیب به معنای عدالت عملی میآید، زمانی که میگوییم: فلانی در گفتارش انصاف کرد، در نظرش انصاف کرد، در عملش انصاف کرد، پس او منصف است و جانب انصاف را برگزید؛ بنابراین تمام مشتقات انصاف به معنای عدالت عملی میآیند، زمانی که میگوییم انصاف، که آن هم به معنای عدالت عملی خواهد بود؛ و گاهی فقیهان و حقوقدانان ناچار میشوند به قاعده عدل و انصاف تمسک جویند، و بر این اساس وقتی میگویند «عدل و انصاف»، مقصودشان عدالت عملی و انصاف است؛ در این صورت، انصاف تعبیر دیگری از عدالت عملی است و مترادف با عدالت عملی خواهد بود و انشاءالله در آیندهای نزدیک به موضوع انصاف و جایگاه آن در حقوق و احکام شرعی خواهم پرداخت.