Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه افلاطون مادر همه فلسفه های الهی است

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 41 تا 60)

کلید واژه های ماشینی : افلاطون ، فلسفه ، فلسفه افلاطون ، نفس ، خدا ، فلسفه‌های الهی ، روح ، فلسفه افلاطون مادر ، فضای کلی فلسفه افلاطون ، قرآن کریم

موضوعی که برخی متفکران و فلاسفه را به اندیشه و بحث‌ واداشته،قابلیت تفسیر فلسفه یونان بعنوان یک فلسفه الهی‌ است.در این مقاله با رجوع مستقیم به آثار افلاطون و ارائه‌ تفسیر و تطبیق مختصری،فضای کلی فلسفه افلاطون از این‌ منظر بررسی و تحلیل شده و با استناد به متن عبارات افلاطون‌ نشان داده می‌شود که فلسفه افلاطون نه‌تنها یکی از الهی‌ترین‌ فلسفه‌های عالم اندیشه است بلکه مادر و سرچشمه تمامی‌ تفکرات اصیل الهی است.

خلاصه ماشینی:

"زیرا حتی‌ قشری‌ترین متشرعین و ظاهریون از طوایف‌ محدثین در مذاهب گوناگون اسلامی نیز حد اقل به یک موجود غیرمادی در عالم‌ هستی قائلند و آن خداوند تبارک و تعالی‌ است لذا این تعبیر به دمیدن از روح خود به‌ منزله«نص»در وجود یک حقیقت خدایی‌ یعنی مجرد از شوائب ماده در حقیقت آدمی‌ است و این تعبیر در دو سورهء دیگر قرآن‌ کریم تکرار شده است(ص 27 و حجر/ 92)»همچنین از آیات دیگری که از تقابل‌ روشن میان نفس به عنوان یک حقیقت‌ متمایز از بدن یاد می‌کند آنجایی است که‌ خداوند حال افراد معصیت‌کار و ظالم را هنگامی که در لحظات نهایی مرگ و خروج‌ از عالم طبیعت هستند بیان می‌فرماید:«و لو تری اذ الظالمون فی غمرات الموت و الملئکة باسطوا أیدیهم أخرجوا أنفسکم الیوم تجزون‌ عذاب الهون... در«تیمائوس» در توصیف آفرینش و روح آدمی چنین آمده‌ است که پدر و صانع جهان،فرزندان خدایی‌ خود را که همه حادث و مخلوقند مخاطب‌ ساخته و به آنان درخصوص خلقت‌ مخلوقات فانی و جاندار سخن می‌گوید و به‌ آنها توضیح می‌دهد که اگر بخواهد موجودات زنده زمینی را خود به تنهایی به‌ وجود آورد آنها از سنخ موجودات آسمانی‌ (خدایان)خواهند شد ازاین‌رو،برای آنکه‌ آنها«فانی و مرگ‌پذیر»باشند باید در خلقت این موجودات،مراتب پایین‌تر وجود دخیل شوند لذا صانع عالم به موجودات‌ آسمانی وظیفه می‌دهد که در ساختن بخشی از وجود جانداران زمینی مشارکت کنند و فعل‌ خداوند را در کار خود«الگو و سرمشق» قرار دهند. »01 در پایان همین فقرات افلاطون می‌نویسد: «مطالبی که دربارهء نفس بیان کردیم یعنی‌ اینکه چه مایه از آن نوع خدایی و چه‌ مایه از نوع فناپذیر است و همچنین اینکه‌ هریک از آنها در کدام قسمت بدن قرار دارد و به چه علت جای آن دو از یکدیگر جداست فقط وقتی می‌توانیم ادعا کنیم‌ این مطالب مطابق با حقیقت‌اند که خدا خود چنین اجازه‌ای به ما بدهد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.