Skip to main content
فهرست مقالات

جدایی

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 412 تا 415)

کلید واژه های ماشینی : ریشار ، هروئین ، دومینیک ، کوهستان ، دردش ، ترس ، احمق ، فریاد ، اثر آب و هوای کوهستان ، زندگی

خلاصه ماشینی:

"ریشار در دم شیفته و سرمست شد:درخشش و لطافت‌ کشتزارها،روپوش شفاف و نازک نور که تن شاخه‌ها را در برگرفته بود،خاموشی‌ پهنهء سفید،خش‌خش‌ سورتمه‌ها روی برف،بوی‌ یخزده و پاک همه چیز،و این‌ مایع سیالی که هوا نبود،بلکه‌ مشک بود،عبیر بود،الیر بود،اکسیری بود که یخ و آفتاب و آسمان،زنده و سوزان‌ و پاک،در آن نفوذ می‌کرد. همینکه‌ ترس او را می‌گرفت،ریشار می‌خندید و دومینیک با خود می‌گفت که حاضر است به‌ استقبال خطرات بزرگتری‌ برود تا این صدای خنده را باز هم بشنود. تکلیف من‌ چه می‌شود؟ دکتر پیشانی خود را،در رستنگاه موهای خاکستریش، خاراند و گفت: -آنچه از دست من‌ برمی‌آید این است:دو آمپول‌ حالا می‌زنم و دو آمپول هم‌ وقتی که می‌خواهید سوار قطار بشوید. ریشار به درون‌ اتاق دومینیک دوید و فریاد زد: -یعنی چه؟مقصود از راز چیست؟من خودم آن‌قدر مضطربم که دیگر احتیاج به‌ این کارها نیست."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.