Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی فرایندهای واژه سازی عامیانه بر اساس فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو

نویسنده:

ISC (11 صفحه - از 191 تا 201)

کلید واژه های ماشینی : واژه، اساس فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو، واژه‌سازی، بررسی فرایندهای واژه‌سازی عامیانه، اسم، واژه‌سازی عامیانه بر اساس فرهنگ، فرهنگ، زبان، واژه مرکب، پسوند

یکی از خصوصیات زبان توانایی شگفت انگیز آن درانطباق با نیازهای گویشوران است. انسان برای نامیدن اشیای نو پدید و بیان مفاهیم تازه به واژه های جدید احتیاج دارد و همه زبان ها این توان را دارند که در صورت نیاز واژه های تازه بسازند. ساختن واژه های جدید به دو روش انجام می پذیرد: ناخودآگاه و آگاهانه. واژه سازی ناخودآگاه را عامه مردم بر اساس شم زبانی خود به صرافت طبع و بی آنه فرایندهی واژه سازی را آگاهانه آموخته باشند انجام می دهند. واژ ه هایی مانند سگ دست، گلگیر، چپقی از این جمله اند. بی تردید، بخش اعظم واژ ه های هر زبان از این طریق شناخته شده اند. واژه سازی آگاهانه را شخص یا نهاد معینی با وقوف به قواعد واژه سازی، انجام می دهد و حاصل آن معمولا واژه های عالمانه است. این نوع واژه سازی در ایران سابقه ای طولانی دارد و، علاوه بر شاعران، اهل علم و فلسفه نیز به آن پرداخته اند. واژه هایی مانند دورنگار، بالگرد، بادرفت از طریق واژه سازی آگاهانه پدید آمده اند ...

خلاصه ماشینی:

"شمار الگوهایی که برمبنای آنها واژه مرکب ساخته می‌شود بالغ بر بیست می‌شود(1)، اما در فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو فقط الگوهای زیر یافت می‌شود: الف) اسم مرکب هسته‌دار اسم‌های مرکبی که در فرهنگ آمده است، برحسب روابط معنایی که اجزای سازنده‌شان با یکدیگر دارند، به دو گروه قابل تقسیم است: هسته‌دار و بی‌هسته. هرچند این نوع واژه مرکب، در زبان فارسی بسیار زیاد است و، در همین چند دهه اخیر، از طریق همین فرایند، چندین واژه جدید ساخته شده است (مانند دندان‌پزشک، استادیار، فرهنگ‌سرا)، در واژه‌سازی عامیانه از این فرایند کمتر استفاده می‌شود. د) صفت مرکب: اسم + صفت یکی از روش‌های ساختن صفت مرکب در زبان فارسی این است که یک اسم و یک صفت در کنار هم قرار می‌گیرند (بی‌آنکه اسم نشانه اضافه بگیرد) و هجای آخر این دو واژه، همچون یک واژه واحد، تکیه‌دار می‌شود و کل ترکیب بر دارا بودن یک ویژگی دلالت می‌کند: سقف چرمی («دارنده سقف چرمی»): ماشین سقف چرمی؛ موتور جلو («دارنده موتور در جلو»): اتوبوس موتور جلو؛ شاسی بلند («دارنده شاسی بلند»): ماشین شاسی بلند؛ دنده فرمانی («دارنده دنده در فرمان»): ماشین دنده فرمانی؛ سوپاپ معلق («دارنده سوپاپ‌های معلق»): موتور سوپاپ معلق. در زبان فارسی، بیش از شصت پسوند و پیشوند وجود دارد(5) ؛ اما در واژه‌سازی _______________________________ 4 ) تفاوت چنین صفت‌ها یا اسم‌هایی با گروه اسمی شامل عدد و معدود فقط در طرح تکیه است: در واژه مرکب فقط آخرین هجا تکیه دارد، اما در گروه اسمی هریک از واژه‌ها تکیه خاص خود را دارد: تا به حال چهل ستون را دیده‌ای؟ (اسم مرکب) این تالار چهل ستون دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.