Skip to main content
فهرست مقالات

یا علی! تو امشب در فراش من بخسپ

معرف:

(3 صفحه - از 32 تا 34)

کلید واژه های ماشینی : محمد بن اسحاق کتاب ، سیرت رسول‌الله ، قریش ، کتاب ، بازگشت ، اخباری ، ابلیس ، کسب علم به مصر سفر ، نویسنده‌ی متن عربی کتاب ، درآمد

نویسنده‌ی متن عربی کتاب«سیرت رسول الله»محمد بن اسحاق است. وی در حددود سال 85 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد.در جوانی برای کسب‌ علم به مصر سفر کرد وپس از بازگشت به مدینه،اخباری را که درباره‌ی‌ زندگی و غزوات رسول اکرم(ص)گردآوری کرده بود،نگارش کرد. محمد بن اسحاق کتاب«سیرت رسول الله»را به خلیفه‌ی عباسی، منصور،تقدیم کرد.سپس به شهر ری آمد و در آن‌جا ماند.بعد از آن به عراق‌ بازگشت و تا آخر عمر در این شهر زندگی کرد.وی در سال 150 یا 151 هجری قمری در 65 سالگی وفات یافت. این کتاب،توسط رفیع الدین معروف به«قاضی‌ابرقو»،به زبان فارسی‌ برجمه شد.وی در سال 582 در مصر متولد شد.برای تحصیل علم به شام، بغداد و ایران سفر کرد و در زادگاه پدرانش-همدان و اصفهان-سکنا گزید. در سال آخر عمر به مصر بازگشت و همان جا در سال 623 هجری قمری از دنیا رفت.در این شماره،بخشی از کتاب«سیرت رسول الله»را می‌خوانید.

خلاصه ماشینی:

"پس این جمله جمع شدند و گفتند:«ای قوم!کار محمد باما می‌بینید که چون است؟و هر روز تبع و مدد وی زیادت می‌شود،و اینک اهل مدینه‌ با وی جمع شدند و یکی شدند و شوکت و استظهار وی زیادت شد و اصحاب وی را به پیش خود بردند و ایشان را برخود جای دادند. » و در شب که قریش این کلیدها ساخته بودند،روز دیگر حق تعالی پیغمبر را(علیه السلام)دستوری داد،تا از مکه بیرون آمد و برود «و الله هو الناصر» پس چون شب درآمد،قریش باآن جماعت که راست کرده بودند، بیامدند و برسرای سید(علیه السلام)بیستادند و انتظار می‌کردند که‌ سید(علیه السلام)،بخسپد،و ایشان بروند و او را هلاک کنند. بعد از ساعتی که سید (علیه السلام)گذشته بود،و ایشان به انتظار ایستاده بودند،یکی هم از قریش درآمد و گفت:شما به چه‌کار این‌جا ایستاده‌اید؟» گفتند:«به انتظار آن‌که محمد بخسپد6و ما برویم و کار خود بگزاریم."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.