Skip to main content
فهرست مقالات

نظام پولی در عصر ایلخانان - 736 - 654 ه. ق و 1238 - 1256 میلادی -

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (22 صفحه - از 65 تا 86)

صلح و امنیتی که با ظهور سلسله ایلخانی، در نیمه قرن هفتم هجری به وجود آمد، موجبات رونق اقتصاد شهری را در بخش وسیعی از قلمرو ایلخانان فراهم آورد. رشد اقتصاد شهری در این بخش از مناطق که در پرتو ملاحظات سیاسی- اقتصادی مورد نظر ایلخانان حاصل شد، به بهبودی نظام پولی این عصر انجامید و در بخشی از دوران حاکمیت آنها ثبات در خور توجهی را در این عرصه ایجاد کرد. با وجود این، برخی محققان، اقتصاد عصر ایلخانان را اقتصاد کالایی به حساب آورده، بدون در نظر داشتن شرایط مختلف حاکم بر این عهد، اقتصاد این عصر را غیر پولی می دانند؛ همین طور در خصوص مسکوکات رایج در این عصر و میزان رواج آنها، به ویژه مسکوکات زرین اغراق کرده و برخی به فقدان این دسته از مسکوکات در حیات اقتصادی این عصر سخن گفته اند. این مقاله با نقد چنین نظریاتی، در پی آن است تا با در نظر داشتن ارتباط متقابل اقتصاد شهری و نظام پولی، چگونگی نظام پولی عصر ایلخانان، رونق یا رکود آن و جایگاه هر کدام از مسکوکات سیمین و زرین را در اقتصاد و جامعه این عصر مورد مطالعه قرار دهد. همین طور به انتشار اولین اسکناس موسوم به «چاو» در تاریخ این عهد می پردازد و علل ناکارکردی آن را مورد ملاحظه قرار می دهد.

خلاصه ماشینی:

"از این نظر که تا زمان غازان سکه واحدی با وزن و عیار مشخص و با مقبولیت عام وجود نداشت، حق با رشیدالدین فضل الله است، اما سؤال این است که آیا قبل از دوران مغول، در ایران و سایر قلمرو اسلامی سکه واحدی وجود داشته است؟ از این گذشته، آیا بعد از دوره غازان، در نظام پولی کشور سکه واحدی در گردش بوده است؟ در دورانی که رشیدالدین فضل الله آن را دوره تشتت و تزلزل نظام پولی می داند، تجارت پر رونقی در بخشهای قابل توجهی از قلمرو ایلخانان وجود داشته و این نمی‌توانسته است با این همه مشکلات پولی سازگاری داشته باشد2؛ همچنانکه در همین ایام در مناطقی همچون فارس و کرمان که به طور مستقیم با تجارت دریایی در ارتباط بودند، و روم که دروازه تجارت آن زمان بود، مناسبات تجاری بر اساس اعتماد متقابل تجار و بازاریان صورت می‌گرفت و در هر منطقه ای مسکوکات محلی رواج داشت. 5- قوبیلای، حاکم مغولی چین که در زمان او اسکناس رواج گسترده ای داشت، شخصی است که تا حد ممکن خود و دستگاه حکومتی اش را با فرهنگ و تمدن چینی همراه کرده و از این حیث تعاملی اجتماعی به وجود آورده بود، اما در ایران هنوز دستگاه ایلخانی نامسلمان بود و با سنن فرهنگی-اجتماعی ایران بیگانه به شمار می‌رفت و همین این امر بی اعتمادی نسبت به اعمال حکومت را افزایش می داد و عملکردش را با تردید مردم همراه می کرد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.