Skip to main content
فهرست مقالات

نهادها و شیوه های خط مشی گذاری عشایری در دولت پهلوی اول - 1320 - 1304 ه. ش -

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (21 صفحه - از 109 تا 129)

در این پژوهش تلاش شده است تا نوع وجایگاه نهادهای سیاستگذار برای ایلات وعشایردر دوره پهلوی اول توصیف وتحلیل شود. بر پایه قانون اساسی ایران، در ساختار حقوقی قدرت سه نهاد سلطنت، مجلس شورای ملی و هیات وزرا از حق قانونی برای سیاستگذاری، از جمله برای ایلات و عشایر برخوردار بودند، اما در ساختار حقیقی قدرت، شان رسمی پادشاه در تصمیم گیری، مؤلفه های فردی رضاشاه، باور داشت های منفی او در باره بازدارندگی جامعه ایلی و عشیره ای در پروژه نوسازی کشور و صدور فرمانهای متعدد در باره آنان، در حقیقت جایگاه منحصر به فردی در خط مشی گذاری ایلی و عشیره ای به رضا شاه در مقایسه با مجلس و هیات وزرا بخشیده بود. در این پژوهش، همچنین جایگاه مجلس در فرآیند سیاستگذاری از رهگذر مصوبات عام وخاص برای ایلات و عشایر نیز تحلیل شده است و بنا بر نتایج این تحقیق، مجلس هشتم با تصویب هشت مصوبه برای ایلات و عشایر، از همسوترین و پرکارترین مجالس دوره پهلوی درخط مشی گذاری برای ایلات و عشایر بوده است. همچنین هیات وزیران از طریق تقدیم لوایح و گذراندن «تصویب نامه»، بخشنامه، « اساسنامه » و«آیین نامه » در جریان سیاستگذاری مشارکت می نمود. یافته های این تحقیق نشان می دهد که متغیر شخصیت رضا شاه بر سایر نهادهای سیاستگذار اولویت می یافت و عموما به دلیل مقام پادشاهی و فرمانده کل قوا بودن، سایر نهادهای اصلی و فرعی را تحت شعاع جایگاه فراقانونی و تلقی و اشتیاقهای مدرنیستی خود از مساله پیچیده و چند وجهی ایلات و عشایر قرار می داد.

خلاصه ماشینی:

"چگونه نهادهای اصلی و فرعی سیاستگذار در این دوره، به خط مشی‌گذاری برای ایلات و عشایر می پرداخته‌اند؟ فقرات اساسی بنیاد فرضیه حاضر براین قرار است که سه نهاد عام سلطنت، مجلس شورای ملی و هیأت وزرا از نهادهای اصلی بودند که خطوط اصلی سیاست عشایری را تدوین و تبیین نمودند، ولی به دلیل ماهیت ‌دولت خودکامه پهلوی اول، تجربیات و مؤلفه‌های فردی رضاشاه، در عمل در سیاستگذاری عشایری نهاد سلطنت، دو نهاد دیگر را تحت شعاع دریافتها و تصمیمات خود قرار داد و هر سه نهاد تحت تأثیر ضرورتها و اشتیاقهای نوسازی آن زمان، قرار داشتند. از آن جایی که، رضاشاه به مسأله سازبودن ایلات و عشایر در پروژه برقراری نظم نوین باور داشت، در مراحل مختلف با صدور اوامری، منشأ تأثیرگذاری مستقیمی بر سیاست عشایری می‌شد که در زیر فهرستوار به برخی از آن فرمانها اشاره می‌شود: - صدور فرمان برای تحقیق در امور لرستان در دی ماه 1306ش؛ - امر به تشکیل کمیسیون مخصوص لرستان در سال 1307ش (اردلان،1372: 255 )؛ - امر به امیراحمدی برای برقراری انتظامات در لرستان؛ - فرستادن شیبانی با اختیار تام در ماجرای شورش ایلات ممسنی در سال 1308 (تقی زاده،1368: 215 )؛ - فرمان به سرداران معمر بختیاری برای میانجیگری در واقعة فارس در سال 1308(صفائی،1354: 265 )؛ - پیشنهاد عفو عمومی به شورشیان جنوب و پذیرش شرایط آنها در سال 1308؛ - فرمان مطیع ساختن بویراحمدی‌ها به وزیر جنگ (تقی زاده،1368: 215 )؛ - اعزام نماینده مخصوص به اسم سعیدی برای آگاهی از وضعیت آموزش لرها (مسعودی،1329: 45 )؛ - صدور فرمان تأسیس مدرسه برای بختیاری‌ها (اطلاعات، 25 دی 1308، 3)؛ - صدور فرمان لشکرکشی به بلوچستان (واعظ،1382: 243)؛ - دستور اصلاح قانون انتخابات و حذف نماینده ایل در مجلس در تیرماه 1311 (حکمت، 1353: 121 )؛ - فرمان مراقبت از طوایف اسکان یافته بختیاری؛ - صدور فرمان تشریک مساعی استانداران، فرمانداران، بخشداران برای اسکان ایلات به ستادارتش(س."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.