Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل دو واژه و ترکیب ساختگی در فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (10 صفحه - از 113 تا 122)

کلیدواژه ها :

بدخوانی ،فرهنگ جهانگیری ،برهان قاطع ،هرباسب ،نهی در نواد ،تصحیف

Distortion ،Bad Reading ،Jahangiri ،Borhane Qate ،Hrbasb ،Nahi dar Navad

کلید واژه های ماشینی : فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع ، برهان قاطع ، برهان ، ترکیب ساختگی در فرهنگ جهانگیری ، ترکیب ، تصحیف ، خاقانی ، واژه و ترکیب ساختگی ، فرهنگ ، نورد

یکی از اشکالات عمده‌ای که بر فرهنگ‌نویسان شبه قارة هند وارد است، لغت‌سازی و ترکیب‌سازی‌های نارواست. پیدایش شماری از لغات و ترکیبات ساختگی در این فرهنگ‌ها معلول بدخوانی و تصحیف واژه‌ها و ترکیبات دیوان شاعرانی همانند خاقانی است. البته برخی از این واژه‌ها و ترکیبات ساختگی از شروحی که بر آثار خاقانی و نظامی و انوری نوشته شده، وارد فرهنگ‌های فارسی شده است.از آنجا که یکی از منابع مهم لغت‌نامة دهخدا برخی از همین فرهنگ‌های هندی؛ از قبیل برهان قاطع و فرهنگ جهانگیری است و غالب این لغات ساختگی از آن کتاب‌ها به این لغت‌نامه وارد شده است و در مواردی مؤلفان لغت‌نامه متوجة جعلی و ساختگی بودن بعضی از این واژه‌ها و ترکیبات نشده‌اند. در این جستار به بررسی و تحلیل دو واژه و ترکیب از همین دست، در فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع پرداخته‌ایم. فقرة نخست که باز نمودن آن اهمیت زیادی دارد، واژة «هرباسپ و هرباسپان» است که در برهان قاطع و فرهنگ جهانگیری به معنی «سیاره» آمده و از مصرع: «هر پاسبان که طرة بام زمانه داشت» در دیوان خاقانی برساخته شده و در بعضی منابع نیز به عنوان معادل فارسی واژة «سیاره» پیشنهاد داده شده است. فقرة دوم تحلیل ترکیب «نهی در نواد» در برهان قاطع است که حاصل تصحیف‌ ترکیبی در شعر نظامی است.

خلاصه ماشینی:

"این در حالی است که «هرباسب و هرپاسبان» در فرهنگ جهانگیری نیز به همین ترتیب ضبط شده است: «هرباسپ با اول مفتوح به ثانی زده سین موقوف و بای عجمی، به معنی ستارۀ سیاره بود و جمع آن هرپاسبان باشد» (انجو شیرازی، ذیل هرباسپ). «نهی در نواد: یعنی در سوراخ گذاری و به زیان آوری، چه نواد به معنی سوراخ [در اینجا تا حدودی منطبق بر یکی از معانی «نورد» است؛ زیرا در تعریف «نواد» گفته است: «سوراخی را گویند مانند مخزنی به جهت پنهان کردن چیزها» نک: ذیل نواد(تصحیف نورد)] و زیان [در اینجا به معنی «نواد» در دساتیر است که مصحف زبان است]، باشد و کنایه از این است که معدوم سازی و بی‌نشان گردانی» (برهان). همچنــان آن نورد را در بســت چونکه در بسته‌شد گرفت به دست (هفت پیکر) شه آن نامه‌ها را همه جمع کــرد بپیچید و بنهــــاد در یک نــورد» (اقبالنامه( دهخدا: ذیل نورد) در این ابیات نظامی نیز «نورد» می‌تواند به معنی خریطه و جعبه باشد: چو آن جوهـر آمد برون از نورد خرد نام او جسم جنبنده کرد (نظامی، 1387: 1080) گفت چندین نورد گوهر و گنج برنسنجیده هیچ گوهرسنــج (همان، 621) گزارنــــدۀ درج دهقــان نورد5 گزارندگان را چنیـــن یاد کرد (همان، 780) همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، در این ابیات، «نورد» تقریبا با معنی‌ای که برهان برای «نواد» آورده: «نواد: سوراخی را گویند، مانند مخزنی به جهت پنهان کردن چیزها» (برهان) منطبق است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.