Machine summary:
"اشعاری که در اولین شمارههای«دادا» به چاپ رسید،هنوز آنچنان بوی طغیان و ناآرامی را نمیداد و تنها،حضور ادبی مرد کوچک اندام و درعینحال پرجنب و جوشی چون تریستیان تزارا باعث گردید که اشعار دادائیستی، آن چهرهای را به خود بگیرد که امروزه میشناسیم و در زمینهء هنرهای تجسمی،هنرمندان مختلف،غالبا شیوهای را در پیش میگرفتند که (به تصویر صفحه مراجعه شود) کورت شوئیترز-بیعنوان-1930.
در مادهء ژوئن 1917،هوگوبال مجددا از این جریان کنارهگیری میکند و فعالیتهای خود را معطوف به روزنامهنگاری مینماید و تزارا بعنوان تنها ناخدای این کشتی،سکان«دادا»را بدست (به تصویر صفحه مراجعه شود) منری-پرتونگار.
گرچه فضای حاکم براین محافل با فضای هنر حاکم بر محافل هنری زوریخ متفاوت بود،اما شخصیتهای برجستهء این محافل همچنان دارای دستمایههای نیهیلیستی و معترضانهای بودند و هنگامی که پیکابیا و دوشان به فاصلهء چند روز در ژوئن 1915،پا به ساحل نیویورک گزاردند،بعنوان کاتالیزور و (به تصویر صفحه مراجعه شود) جان کاورت-بستهء فلزی-1919.
اما آنچه که مشخص بود،پذیرفته نشدن این توالت دیواری و نتیجتا استعفای دوشان از کمیتهء برگزاری نمایشگاه و قطع ارتباط او با نقاشان مدرنی بود (به تصویر صفحه مراجعه شود) مارسل دوشان-آوای پنهان-1916.
این جلسان،تحت حمایت مجله Club dada که در واقع هشتمین شمارهء مجلهء Frei Strasse بود،قرار داشت اما این جلسات و مقالات منتشره برخلاف انتظار همگان که میپنداشتند فعالیت هنری دادائیستهای برلین آمیخته با تحریکات و هیجانات سیاسی است،بیشتر نزدیک (به تصویر صفحه مراجعه شود) رائول هاوسمن- Aubette در خانه-1920.
پیکابیا مدتی بعد علت کنارهگیری خود را،نگرانی و تشویش روزافزونی اعلام میکند که در کنار سایر دادائیستها و با بودن در کنار آنها احساس میکرده است و میافزاید: «روح دادا،در واقع،برای مدت سه چهار سال وجود داشت و آن،توسط مارسل دوشان و سپس توسط من در سال 1912 مطرح گردید...."