Abstract:
کیخسرو مطلوب ترین شاه در شاهنامه است که فرجام عجیبی دارد .پس از تحمل رنج فراوان
و پیروز شدن درآزمون های دشوار و شکست دادن تمام دشمنان و گرفتن انتقام کین سیاوش
برتخت شاهی تکیه نمی زند. مشغول عبادت می شود و بعداز مدتی به همراه پهلوانان به کوهی
م یرود و ناپدید می شود. دیدگاه های مختلفی درباره کیخسرو وجود دارد، در این پژوهش از
شیوه ی نقد اسطوره ای مبتنی بر عقاید یونگ و پیروانش استفاده شده است. درنظر یونگ محتوای
ناخوداگاه جمعی یا همان کهن الگوها به شکل افسانه و اسطوره پدیدار می گردند. این که نالگوها
خود ناشناخنه و ناپیدایند؛ اما به شکل رویا، افسانه و اسطوره تجلی می کنند. در مقاله حاضر
کیخسرو تجلی دو کهن الگو قدرتمند قهرمان و شاه است، حکیم توس تقابل این دو کهن الگو و
خطرات در راه کیخسرو را به خوبی نشان داده است. در نهایت، کیخسرو قدرت را کنار می گذارد
و همان نماد سوشیانتی یا قهرمان را برم یگزیند. نتیجه کار نشان م یدهد با استفاده از این شیوه
م یتوان درک بهتری از اسطوره های ایرانی داشت.
Machine summary:
کيخسرو؛ تعالي منجي گري در برابر شاهي با توجه به مکتب اسطوره شناسي يونگ دکتر علي زاهد استاديار گروه فلسفه و کلام اسلامي ، واحد دزفول ، دانشگاه آزاد اسلامي ، دزفول ، ايران فريده آراميده مدرس زبان و ادبيات فارسي ، واحد دزفول ، دانشگاه آزاد اسلامي ، دزفول ، ايران سهيل جعفري (نويسنده ي مسئول ) دانشجوي کارشناسي ارشد روانشناسي باليني ، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامي ، اهواز، ايران چکيده کيخسرو مطلوب ترين شاه در شاهنامه است که فرجام عجيبي دارد .
ديدگاه هاي مختلفي درباره کيخسرو وجود دارد، در اين پژوهش از شيوه ي نقد اسطوره اي مبتني بر عقايد يونگ و پيروانش استفاده شده است .
آثاري که به نقد اسطوره شناختي شخصيت کيخسرو پرداخته اند: پژوهشي در اساطير ايران ، از اسطوره تا تاريخ و جستاري در فرهنگ ايران از مهرداد بهار و مقاله ي «اسطوره ي کيخسرو در شاهنامه » از ابوالقاسم اسماعيل پور که در اين مقاله از آن ها استفاده شده است .
تنها چيزي که خواسته پالايش زندگي از عوامل آلودگي است (حميديان ، ١٣٧٢: ٣٢٣) هنگامي که بهترين پادشاه تاريخ ايران مي تواند درباره توانايي هاي خود در مقابله با شرارت هاي ملازم با قدرت به ترديد بيفتد، به پادشاهان فناپذير کوچکتري مانند کاوس چه اميدي مي توان بست ؟ شرافت اخلاقي و پادشاهي ناسازگارهستند، همچون دو الگو که يکديگر را مي بلعند در بيشتر مواقع الگوي شر يا در اينجا شهرياري نيکي و خوبي فرد را به سمت تيره و بدي مي کشاند؛ بنابراين کيخسرو، عالي ترين شاه اخلاقي ، از پادشاهي کناره گيري مي کند و جنبۀروحاني و معنوي زندگي خود را مي ربايد (ديويس ، ١٣٩٦: ١٠٥).