Skip to main content
فهرست مقالات

منشا تفکیک نیازهای حقیقی و کاذب در اقتصاد اسلامی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (20 صفحه - از 67 تا 86)

کلیدواژه ها :

اقتصاد اسلامی ،نیازهای اقتصادی ،نیاز حقیقی ،نیاز کاذب ،حرکت استکمالی

Islamic Economics ،Economic needs ،real need ،false need ،perfective movement

کلید واژه های ماشینی : تفکیک نیازهای حقیقی و کاذب ، استعداد ، منشاء نیازهای کاذب تمایلات مدیریت ، انسان ، استعداد‌های ذاتی ، خداوند ، منشاء نیازهای حقیقی انسان ، نیازهای کاذب ، کمال ، منشاء

یکی از مباحث بنیادین در سیاستگذاری های اقتصادی تعیین نیازهایی است که باید برآورده شود. یکی از عوامل موثر در تعیین این نیازها و رتبه بندی ـ آنها، تبیین منشا نیازهای انسان است. مقاله حاضر با روش تحلیل نظری و تحلیل متن و محتوای منابع نقلی و دینی به بررسی این موضوع می پردازد. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا همه تمایلات انسان، نیاز وی محسوب می شود و باید برای تامین آن ها منابع کمیاب اختصاص یابند یا درصدی از آن ها، نیاز کاذب و توهمی بوده و اصل و اساسی در وجود انسان ندارد؟ برای تفکیک نیازهای حقیقی از کاذب چاره ای جز توجه به منشاء نیازهای انسان نیست. بنا به فرضیه مقاله، منشاء نیازهای حقیقی انسان، استعدادهای ذاتی او است که خداوند در بدو خلقت در سرشت وی قرار داده و منشاء نیازهای کاذب تمایلات مدیریت نشده وی است. یافته های مقاله تفکیک نیازهای حقیقی و کاذب بر مبنای استعدادهای ذاتی انسان را تایید می نماید. تفکیک مزبور می تواند به بهبود نظریه ها و سیاست های اقتصاد اسلامی کمک نماید.

خلاصه ماشینی:

"وقتی این تمایلات توسط عقل و وحی مدیریت نشود و انسان از آن‌ها چشم و گوش بسته و بی‌توجه به پیامدهای آن پیروی کند، وی تنها درگیر ارضای لذت‌های کاذبی می‌شود که هیچ نقشی در شکوفایی استعداد ذاتی او ندارد. بشر در نیازهای حقیقی هم ممکن است از تمایلات پیروی کند؛ ولی این پیروی کردن به وسیله عقل و وحی مدیریت می‌شود و انسان چشم و گوش بسته از آن پیروی نمی‌کند؛ بلکه به تأثیر آن بر روح و سرنوشت خویش و رابطه با خداوند دقت می‌کند و سپس تصمیم می‌گیرد. احکام فقهی که خداوند برای خوردن، آشامیدن، تهیه غذا و ازدواج قرار داده، همگی حاکی از این واقعیت است که انسان باید زیر بار زحمت تهیه آن‌ها برود و لذت را با رنجش بخواهد. انسان می‌تواند همه نیروهای مادون طبیعی، نباتی و حیوانی را به نفع تکامل انسانی خود استخدام کند و به همه آن‌ها در حدی که برای رسیدن به کمالات انسانیش مؤثر است، نیازمند است. اگر این تمایلات توسط عقل و وحی مدیریت نشود و انسان از آن‌ها چشم و گوش بسته و بی‌توجه به پیامدهای آن پیروی کند، این امر هیچ نقشی در شکوفایی استعداد ذاتی بشر ندارد. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا همه تمایلات انسان، نیاز وی محسوب می‌شود و باید برای تأمین آن‌ها منابع کمیاب اختصاص یابند یا درصدی از آن‌ها، نیاز کاذب و توهمی بوده و اصل و اساسی در وجود انسان ندارد؟ برای تفکیک نیازهای حقیقی از کاذب چاره‌ای جز توجه به منشاء نیازهای انسان نیست."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.