Skip to main content
فهرست مقالات

فریاد عشق؛ اشاره

(2 صفحه - از 4 تا 5)

خلاصه ماشینی:

"گفتم: مادر اتفاقی افتاده است؟ گفت: پسرم من فکر می‌‌کنم که حسین این مسلمان‌‌ها باید خیلی آدم مهمی باشد؛ خوب اگر مهم نبود که این همه آدم کار و زندگی خود را رها نمی‌‌کردند و برایش بر سر و سینه نمی‌‌زدند. گفتم: منظورتان چیست؟ گفت: به دلم افتاده که ما هم بیماری خواهرت را با ارادت و عشق به امام حسین(علیه السلام) درمان کنیم. از مترجم سؤال کردیم که این برای چیست؟ گفت: این غذای نذر امام حسین(علیه السلام) است. مادر کمی شله زرد گرفت و با هم آمدیم هتل، و بعد کمی از آن را با آب گرم رقیق کرد و کنار بستر خواهرم نشست و گفت: دخترم دیدی مردم چگونه بر سر و صورت خود می‌‌زنند؟ آن‌‌ها عزادار حسین بودند و این غذای حسین است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.