Skip to main content
فهرست مقالات

نقد ادبی: گفتگو با گلی ترقی

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(25 صفحه - از 30 تا 54)

کلید واژه های ماشینی : ترقی ، داستان ، قصه ، زن ، آدم ، دهباشی ، نوشتن ، سفر ، زبان ، نثر

خلاصه ماشینی:

"وقتی خبر مرگش را شنیدم زیر پایم خالی شد و اولین پرسشی که از ذهنم گذشت این بود که از این پس برای کی قصه بنویسم؟سه چهار قصه‌ی دیگر هم در مجله‌ی‌ اندیشه و هنر چاپ کردم. و همان پرسش همیشگی:آیا می‌توان زندگی خود را تغییر داد و سرنوشت‌ خود را ساخت؟چرا آدم‌ها با این‌که می‌دانند زندگی‌شان مغایر با خواسته‌هایشان است آن را به‌ همان صورت ادامه می‌دهند؟چرا ما،اغلب،در انتخاب غلط خود سماجت می‌ورزیم؟چرا سر خود کلاه می‌گذاریم و به خود کلک می‌زنیم؟قهرمان داستان«من هم چه گوئه وارا هستم»آقای‌ حیدری،در جوانی آرزوهای بزرگ در سو داشته،می‌خواسته سفر کند،کتاب بنویسد،عاشق‌ شود،دنیا را عوض کند،بودن خودش را جشن بگیرد و بعد،آرام‌آرام،بی‌آن‌که بفهمد-یا بخواهد بفهمد-تغییر ماهیت داده و تبدیل به شوهری صبور شده که کارش بردن و آوردن‌ قابلمه‌ی غذای بچه‌هایش است. این پری خانم یک وجبی هم دچار وسوسه‌ی سفر و رفتن به‌ جایی دیگر بود. فانی:حالا از آخرین داستان شما-جایی دیگر-که اسمش را به این مجموعه داده است‌ حرف بزنیم. دریا پری کاکل زری‌3967 (به تصویر صفحه مراجعه شود)(به تصویر صفحه مراجعه شود) گلی ترقی فانی:امیر علی را می‌بینیم که سوار ماشین شده و از شهر می‌گریزد. ولی ایده‌آل شما در این داستان به کجا ختم می‌شود؟به جایی که امیر علی خودش را یافته و قبول دارد. بخصوص این داستان که بسیار درونی بود و حالت گفتگو با خود را داشت. روی جزئییات به شدت دقت می‌کنید و برای کارهایتان وقت می‌گذارید، -دهباشی:این به خاطر علاقه‌ای‌ست که خانم ترقی گفتند به زبان فارسی دارند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.