Skip to main content
فهرست مقالات

گرداب

نویسنده:

(5 صفحه - از 634 تا 638)

کلید واژه های ماشینی : آب ، پسر حاج عابد ، گرداب ، پسر حاج عابد سرش ، پای شیر آب نشست ، رحیم ، درخت ، بازپرس ، پسر حاج عابد بلند ، قاتل

خلاصه ماشینی:

"دست پسر توی دستش بود. می‌خوای ازش رد بشم؟!» «شوخیت گرفته؟» «واقعا می‌خوای ازش رد بشی؟» رحیم پشتک زد، رفت زیر آب و بالا آمد و توی پیچ و تاب گرداب چرخید. پسر دستش را توی چاله آب فرو برد و بالا آورد. » دکتر از پشت میز جلو آمد و گفت: «دستتاتو ببر بالا!» دست‌هایش را برد بالای سرش. » از اتاق دکتر که بیرون آمد، بابای رحیم را دید، پشت در ایستاده بود. گفت: «سر پسرمو زیر آب کردی!» توی اتاق، بازپرس پسر را ورانداز کرد و گفت: «قاتل. «پرسیدم مال کدوم یکی تون بود؟» برق تیغه چاقو، توی چشم‌های پسر نشست و به چاقو زل زد: «مال رحیم. آن روز شعله آتش توی دهانش بود که روی زمین افتاد و دیگر بلند نشد. رحیم را دید، از میان پیچ و تاب گرداب دستش را بالا آورده بود. پسر حاج عابد بلند شد تا زانو توی آب دوید."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.