Skip to main content
فهرست مقالات

سنت و اجتهاد در اسلام و مسیحیت: سازوکارهای دو دین در تطابق با خواسته‌های زمان و مکان

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 103 تا 124)

چکیده:

موضوع گستره دین و دین‌ورزی و نقش‌آفرینی آن در تحولات اجتماعی و چگونگی مواجهه آن با نیازهای نو و متحول در جوامع مختلف و سازوکارهای هر دین برای حل مشکلات تازه، از موضوعاتی است که در همه ادیان به خصوص ادیانی که داعیه جهانی و جاودانگی و نیز جامعیت دارند، باید تبیین شود. موضوع اصلی در این مقاله این است که اسلام و مسیحیت در مقایسه با یکدیگر، آیا توانسته‌اند هم بر اصول خود تأکید کنند و هم به مقتضیات و مطالبات زمانه پاسخگو باشند. واقعیت این است که مسیحیت با کاستن از دامنه دینداری و حذف شریعت یهودی و تأکید بر سنت سیال و برگرفته از فهم مؤمنان در طول زمان، خود را با شرایط تازه وفق داد. اسلام شیعی نیز با بهره‌گیری از سنت 250 ساله معصومان توانست عناصر انعطاف‌بخش مهمی را در بطن تفکر خود جای دهد. در اسلام سنی، تأکید بر موضوع قیاس و مصلحت تا حدی به روند تطابق کمک کرد ولی با انسداد باب اجتهاد و نظر، و انحصار فقه در چهار مکتب، این روند به تعطیل کشیده شد. مشکل اصلی در هر دو دین تعیین حدود و مصادیق مسلمات و دکترینها، که تجدیدنظر ناپذیرند، از اموری است که عصری‌اند. بعضی از نگرش‌های فقهی امام راحل در اجتهاد جواهری در موضوعاتی چون شطرنج و موسیقی و پاپ یوحنای 23 در پایه‌گذاری شورای واتیکان 2، و پاپ فرانسیس در مسألة ازدواج و طلاق در سند «لذت عشق» یا دیدگاه‌های هانس کونگ طلیعه‌های روندی است که حاکی از سمت‌وسویی واحد و نشان‌دهنده نگاه مثبت به توانمندی دین است.

The scope of religion and its role against the social transformations is an important subject to deal with. In this article we try to answer this question: Have Islam and Christianity been able to, on the one hand, follow their doctrines and on the other hand meet the changing needs of society? In fact, Christianity by removing the Jewish law and emphasizing on the fluid tradition based on its believers' understanding has succeeded in adapting to the new conditions. Shi'ite Islam by using the 250 hundred years traditions of its Imams has developed some flexible elements in itself. In Sunni Islam, qiyās (deductive analogy), somehow played the same role but the lack of ijtihād and the exclusive dominance of the four jurisprudential schools have erected strong barriers in its way.

کلیدواژه ها:

اجتهاد ،مقتضیات زمان ،اسلام و مسیحیت ،مصلحت و سنت

Islam and Christianity ،Maslaha (Expediency) and tradition ،ijtihād ،Time and place requirements


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.