Skip to main content
فهرست مقالات

دو نامه خواندنی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : والا ، مدرسه رنگرزی ، نامه آقای اسد الله ، نامه‌ای خواندنی ، سیاست ، مردم ، تصور ، دوست عزیزم آقای ذوقی ، نامه آقای عزت‌الله اخلاقی بآقای ، کار

خلاصه ماشینی:

"آیا آنروزی را بیاد داری که با همان لطافت طبع و نکته‌سنجی و ذوقی که‌ که در تو هست بمن گفتی: (من فقط دو نمره 17 و 18 در فارسی و انشا گرفته‌ام و حاضرم هردو را بتو بدهم بشر آنکه حاضر باشی اسم کوچکت را با والا عوض کنی زیرا هردو شما را باشتباه اسم‌گزاری کرده‌اند و او باید(عزت الله)باشد و تو(عبد الله)؟حالا چه شده است‌ که با آنکسی که اگر دیگری نام قشنگتری داشت معتقد بودی که بایستی دو دستی باو تقدیم کند و عقیده داشتی که او(عزت)خدا است نه(عبد)خدا چنین‌ عمل میکنی؟ منکه تو را رنجاندم بگذار یک حرف دیگر هم بزنم. درست فکر کن و انصاف‌ بده که اگر قرار باشد حوادث و خاطرات آن روزگار را بنویسم بآبروی تو صدمه‌ نمیخورد؟و برای تو اهانتی وجود ندارد؟ آیا بکسب و کار فعالیتت لطمه نمیزند؟و همه مثل حالا با رغبت دردکان یا بقول‌ خودت(کارخانه)ات میآیند؟ آقای ذوقی:اگر ایراداتی که باو داری از اول داشتی چرا آن زمان که در تأتر تهران بلیط پاره میکرد علیه او مقاله نمینوشتی و هزار ناسزا نمیگفتی تنها تو نیستی بسیاری از مردم ترقی رفقا را نمیتوانند ببینند ولی باور کن بخدا زندگی او قابل حسد بردن نیست درست برعکس آنچه شما تصور کرده و او را مرد موفقی دانسته‌اید من معتقدم زبان حال او این بیت لطیف فارسی است: (تن خسته‌دل شکسته زبان بسته لب خموش‌ ای عشق کارها همه بر مدعای توست) میدانم از این شعر(یکه)میخوری ولی بگذار برایت تشریح کنم که بدانی‌ عین حقیقت است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.