Skip to main content
فهرست مقالات

تلگراف

مترجم:

نویسنده:

(2 صفحه - از 102 تا 103)

کلید واژه های ماشینی : کاترینا پترونا ، تلگراف ، ناستیا ، زابر ، تیخن ، کاترینا پترونا احساس ، مادر ، تیخن در کارهای خانه ، کارهای مجسمه‌سازان جوان ، کارگاه مجسمه‌سازی

خلاصه ماشینی:

"کاترینا پترونا آخرین روزهای عمر خود را در دهکدهء«زابر» در خانه‌ای که پدرش ساخته بود می‌گذراند. برگهای خشک درختان را از حیاط جارو و جمع‌ می‌کرد و هر بار موقع رفتن می‌پرسید: -ناستیا برایت نامه می‌فرستد یا نه؟ کاترینا پترونا روی صندلی‌اش می‌نشست و همچنان سکوت‌ می‌کرد. کاترینا پترونا درک می‌کرد که ناستیا وقت ندارد جایی برود. جملهء همیشگی و تکراری این بود: «آن قدر سرم شلوغ است که فرصت نمی‌کنم نه تنها سری به‌ شما بزنم بلکه حتی نامه‌ای بنویسم». ناسیتا تمام روز مشغول کار بود و عصر هم به کارگاه‌ مجسمه‌سازان آماتور رفت تا از شیوهء کار و زندگی آنها اطلاعاتی‌ کسب کند. ناستیا مصمم شد در برپا کردن‌ نمایشگاهی از کارهای مجسمه‌سازان جوان به آنها کمک کند و (به تصویر صفحه مراجعه شود) با این تصمیم از کارگاه خارج شد. دیر وقت به خانه رسید و تازه آن وقت بود که شروع به‌ خواندن نامهء کاترینا پترونا کرد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.