Skip to main content
فهرست مقالات

دانته

نویسنده:

مترجم:

(6 صفحه - از 52 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : دانته ، شاعر ، دوزخ ، فلورانس ، بهشت ، ایتالیا ، عشق ، بئاتریس ، شهر ، ارواح

خلاصه ماشینی:

"از این رو زمانی که دانته آماده بازگشت به فلورانس شد پیامی دریافت کرد که از آن شهر تبعید شده است. او چنین نوشت:«پس این است بازگشت باشکوه دانته الیگی‌یری به کشورش،آنهم پس از تحمل قریب پانزده سال رنج تبعید؟آیا هیچ بی‌گناهی،که همه از بی‌گناهیش آگاهند،این اهانت تحقیرآمیز را،که همچون زخمی بر جراحات اوست،با خوشدلی می‌پذیرد؟بسیار از غیرت یک مرد،که انس و الفتی با فلسفه دارد به دور است که به او پیشنهاد شود خود را همچون مجرمان قلمداد کند!بسیار از مردانگی شاعر عدالتخواه به دور است،از آنهایی که او را به استضعاف کشیده‌اند،پوزش بخواهد!این روش بازگشت من به وطن نیست!» از این رو او راه دیگری را انتخاب کرد. » *اندوه دانته از وضع خانوادگی‌اش،خلق و خوی او را برای همیشه زود رنج و عصبی کرده بود؛اغلب بامردم مشاجره می‌کرد و بارقیبان خود نیز دوئل هجایی داشت. »با این همه علی‌رغم اندوه شخصی-که کاملا به مورد بود-او کوشش کرد که به همان اندازه خالی از غرض باشد که در توان یک انسان شاعر است. بدن‌های آنها همچون ذرات کاه به این دریای منجمد می‌چسبد؛حتی فریادها و اشک‌های آنها در این یخبندان وحشتناک (به تصویر صفحه مراجعه شود) *هنگامی که دانته در قید حیات و گمنام بود،شهر زادگاهش، فلورانس تهدید کرده بود که او را تبدل به خاکستر خواهد کرد. و در اینجاست که دیگر ویرژیل راهنمای او نیست بلکه این بئاتریس،بانوی روشنایی‌ها است،که دانته در فلورانس به او دل باخته بود و مرگ او لذت‌های دنیوی را بر او حرام کرده بود،راهنمای او می‌شود."

صفحه: از 52 تا 57