Skip to main content
فهرست مقالات

امکان فقری

نویسنده:

ISC (15 صفحه - از 147 تا 161)

کلیدواژه ها :

ماده ،وجوب ،امکان ،حدوث ،امتناع ،جهت ،امکان‌ ماهوی ،امکان فقری

کلید واژه های ماشینی : حدوث ، علت ، امکان ، ماهیت ، ذاتی ، امکان فقری ، وجوب ، نظریهء امکان ماهوی ، مرجح ، حدوث زمانی

در مسأله مناط نیاز به علت،تا قبل از صدر المتألهین شیرازی‌ دو نظر وجود دارد:نظر متکلمین و نظر حکما.بنابر نظر اول، حدوث زمانی و بنابر نظر دوم،همان لا اقتضائیت نسبت به‌ وجود و عدم یا تساوی نسبت با وجود و عدم که از آن به‌ امکان تعبیر می‌شود مناط نیاز به علت است.حکما اصل‌ علیت را نیز با استناد به همین امکان اثبات می‌کنند.می‌گویند: چون هر ماهیتی نسبتش با وجود و عدم مساوی است،در خروج از حد استوا و تلبس به وجود محتاج مرجح است که‌ همان علت باشد.اما از نظر صدر الدین شیرازی-بنابر اصالت وجود و اعتباریت ماهیت-مناط نیاز به علت در وجود ممکنات است نه در ماهیتشان.و این مناط عبارت است‌ از تعلقی‌بودن وجود آنها.وی از این امر به امکان فقری تعبیر می‌کند.صدر المتألهین،البته در بسیاری از کتب خویش-در مسأله مورد بحث-از باب مماشات با قوم،از نظریهء امکان‌ ماهوی در برابر حدوث زمانی دفاع می‌نماید.اما رأی‌ اختصاصی او بنابر تصریح خودش در مواضعی دیگر از کتبش‌ همان امکان فقری است که در مقاله بدان اشاره شده است:

خلاصه ماشینی:

"مطابق نظریه این عده از فلاسفه‌ اساس دو نظریه بالا در مقام بیان منشأ ضرورت و مکان و امتناع که هریک از این سه را خاصیت ماهیتی از ماهیات‌ می‌دانستند غلط است زیرا چنانکه دیدیم‌ وجود ذاتی نمی‌تواند خاصیت ماهیتی‌ از ماهیات باشد بلکه اگر وجوب ذاتی‌ داشته باشیم یعنی اگر واجب الوجود بالذاتی داشته باشیم که وجوب ذاتی‌ خاصیت اوست او باید وجود محض و هویت صرف(بلا ماهیت)بوده باشد. اما با توجه به اینکه‌ ماهیت امری اعتباری است و با قطع نظر از علت،ثبوت و تحققی ندارد و حتی با نظر به‌ علت هم تنها یک وجود اعتباری و مجازی‌ دارد(زیرا بنا بر اصالت وجود آنچه مورد جعل واقع می‌شود وجود اشیاست نه‌ ماهیات آنها)،پس منشأ حاجت به علت‌ نمی‌تواند در آن باشد. البته‌ ملاصدرا در بعضی مواضع از کتب خویش‌ که وارد مبحث نیاز به علت شده و حدوث را رد کرده،از باب مماشات با قوم،از نظریهء امکان ماهوی دفاع کرده ولی در بعضی‌ مواضع دیگر می‌گوید حق این است که مناط احتیاج به علت امکان فقری است نه امکان‌ ماهوی،از جمله: «و الحق ان منشأ الحاجة لا هذا و لا ذلک‌ (یعنی نه امکان ذاتی ماهوی و نه حدوث) بل منشأ هاکون وجود الشی‌ء تعلقیا متقوما بغیره مرتبطا الیه. اگر مقصود از امکان فقری همان وجوب غیری‌ است که هیچ(و در این صورت باید گفت‌ برای حفظ اصطلاح امکان و براساس همان‌ فرض اولیه که گفتیم وضع شده است)و اگر مقصود صفتی است که وجودات ممکن منفکا از علت و در مرتبهء ذات دارند صحیح‌ نیست."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.