Skip to main content
فهرست مقالات

مروری بر زندگانی صید علی خان درگزی

نویسنده:

(17 صفحه - از 17 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : درگز ، صید علیخان ، صید علیخان درگزی ، صید علی ، خراسان ، شعر ، حکومت ، مشهد ، پست ، زندگانی صید علی‌خان درگزی

صید علیخان درگزی از تیره قارشی قوزی و از خاندان دیرین حکمرانان چند صدساله درگز می‌باشد.او در درگز به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی را در مکتب‌خانه‌های درگز،و تحصیلات ادبی خود را در نزد استاد میرزا مهدی خدیو گیلانی به پایان رساند.سپس چندین سال‌ نایب الحکومه لطف‌آباد درگز شد و بواسطه نظم و امنیتی که در آن ناحیه بوجود آورد،از طرف حکومت خراسان مفتخر به دریافت یک ثوب‌ لباده ترمه گردید.او در طی سالهای 1325-1328 قمری حکمران درگز شد و بعدها به دلایلی که در مقاله ذکر شده از حکومت کناره‌گیری‌ و به پسرش مسعود خان تفویض گردید.صید علیخان در مشهد به انجمن ادبی خراسان راه یافت و با تعدادی از فضائل ادبی همنشین و همدم بود.او در نقد الشعرا و انساب‌شناسی سرآمد روزگار خود بود،همچنین شاگردانی همچون:ادیب نیشابوری و ملک الشعرای بهار از خوان فضائل خان خوشه چیدند که هریک از مفاخر ایران محسوب می‌شوند.گویا صید علیخان دیوانی هم داشته که فقط چند شعر از آن باقی‌مانده و مابقی در جریان کشته شدنش در سال 1336 قمری و غارت منزلش از بین رفته است و در پایان تعدادی از اسناد موجود درباره ایشان که در کتابخانه،موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و سازمان اسناد ملی ایران موجود بود،پس از بازنویسی‌ در مقاله درج گردیده است.

خلاصه ماشینی:

"چنانکه تلگرافا بعرض رسید شب پنجم صفر ساعت هشت آلافرنگ وارد کارگزاری محمدآباد شدیم،صبح آن شب فدوی تحقیقات لازمه‌ شخصی نموده و به حکومت دستورالعمل کافی داده و عصر روز پنجم مجلس در کارگزاری تشکیل و صورتمجلس اول که سواد آن از لحاظ مبارک لفا می گذرد برای اطمینان فراریان نوشته،همگی امضاء کرده،با چند نفر از جانب حکومت و سه نفر سواره ترکمن به سرحد فرستادیم که به فراریان اعلام‌ نمایند و آنها چند نفر از خودشان معین نموده بفرستند تا با حضور طرفین قرار تأمین و عودت آنها را بدهیم فرستادگان رفتند و روز دیگر وقت شام سه نفر از طرف فراریان آوردند آنها را از اهالی قراء مزبور را حکومت دستگیر و محبوس کرده و چند نفر آنها را حکم کرده یکی گوش بریده و مابقی را هم به حکم‌ حکومت همه روزه برده در سر چهار سوق در سرمای زمستان برهنه نموده و آب سرد به بدن آنها ریخته،تازیانه به آنها می‌زده‌اند که به بدن آنها مجروح و مریض شده بودند،فدوی بعد از بدست آوردن تلگراف حضرت والا رکن الدوله که سواد آن نیز تلوا از نظر انور می‌گذرد در غیاب مأمور روس صید علیخان‌ را ملاقات و محرمانه نصیحت نموده،و اظهار نمودم که تا امروز هر اتفاقی افتاده گذشته است،اما صلاح این است از امروز شروع به دلجوئی و تسلیت‌ مردم نموده و آنها را به عفو و مراحم اولیای دولت علیه امیدوار نمائید و اسباب زندگانی رعایا هرچه بدست می‌آید به آنها مسترد دارید که آتش فتنه خاموش‌ شود و الا چنانچه به تجربه رسیده این سرحد بواسطه قرب جوار و احوال زار خانواران بدتر از سایر نقاط مغشوش خواهد شد یعنی:فرقه آزادی‌طلب فقیر دوست ملت روس(سوسیال دمکرات)59که جان خودش را وقف حمایت مظلومین بنی نوع بشر کرده‌اند یکمرتبه با همین خانواران ترحما متصل شده‌ با قوه(دینامیت)و آلات ناریه می‌کنند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.