چکیده:
هدف این مقاله مطالعه جنبههای فانتزی داستانهای تئوفیل گوتیه، نویسنده قرن نوزدهم است که در آنها زمان اهمیت زیادی دارد. امر فانتزی در آثار گوتیه باعث ایجاد عدم قطعیت، ترس و تعلیق در خواننده میشود. نویسنده ترس خود را در برابر گذر زمان و مرگ آشکار میکند. در این صورت، زمان تأثیر قدرتمندی بر تخیل او خواهد داشت. ما تلاش خواهیم کرد تا ببینیم آیا گوتیه اضطراب خود را در برابر گذر زمان نشان میدهد؟ و چگونه توانسته است بر فرار زمان مسلط شود. برای مطالعه دنیای خیالی گوتیه، ما روش انتقادی ژیلبر دوران را در اثر او، یعنی «ساختارهای انسانشناختی تخیل، مقدمهای بر آرکیتایپولوژی عمومی» که برای اولین بار در سال ۱۹۶۰ منتشر شد، ارائه میدهیم. وی رویکرد خود را در زمینه نقد تخیل ارائه میکند. هدف ما نشان دادن دنیایی از تصاویر مادی شده است که حول یک محور میچرخد: محور ترس در برابر گذر زمان. ما نشان خواهیم داد که تئوفیل گوتیه در داستانهای خود پیوندی با زمان برقرار میکند، مشتاق زندگی ابدی است و در نهایت میتواند از طریق چهرههای زمان بر آن چیره شود.
خلاصه ماشینی:
برای مطالعه این مفاهیم در آثار تئوفیل گوتیه، ما از یک سو تلاش خواهیم کرد تا ببینیم آیا او اضطراب خود را در برابر گذر زمان در داستانهای فانتزی خود نشان میدهد؟ اگر بله، چرا؟ و در نهایت نشان خواهیم داد که تئوفیل گوتیه به عنوان یک مرد رمانتیک، با چه اشکالی در برابر زمان واکنش نشان میدهد و مشتاق زندگی ابدی است.
این درک از وضعیت خود و زمانی که می گذرد و با مرگ او به پایان می رسد، در حالی که زمان همیشه در جریان است اما انسان دیگر نیست، ناچیز و بدون قدرت بر زمان: ساعت خورشیدی مرا مسخره می کند با انگشت بلند خود به من نشان می دهد، راهی را که بر روی دیوار سایه او که رو به افزایش است، پیموده است.
تصویر حیوان در رژیم روزانه تصویر، زمانی که میخورد و میبلعد، ترسناک تر می شود؛ تحت قلم گوتیه، انسان گاهی به عنوان یک حیوان درنده ظاهر می شود که در کمین طعمه خود است تا لحظه مناسب را برای حمله به آن و تکه تکه کردنش انتخاب کند؛ برای مثال: «ظاهر این مرد بسیار عجیب بود، هرچند مانند یک بورژوای شریف وین با ثروتی مناسب لباس پوشیده بود؛ چشمان خاکستری او با سایه هایی از رنگ سبز ترکیب شده بود و درخششی فسفری مانند چشمان گربه داشت.
پیش از این گفته ایم که نمادهای کاتامورف (catamorphes) اضطراب انسان هبوط کرده را آشکار می کنند، انسانی که توسط خدا به زمین فرستاده شده است، جایی که باید در ترس از گذر زمان و مرگ زندگی کند.