Skip to main content
فهرست مقالات

کلک گفتگو: بردی از یادم

مصاحبه کننده:

کلید واژه های ماشینی : لرتا ، تئاتر ، نمایش ، زن ، نوشین ، وین ، نمایش‌نامه ، فردوسی ، بازیگری ، زبان فارسی

خلاصه ماشینی:

"از آن سالها وقتی که به وین‌ می‌آمدم و لرتا را می‌دیدم که دستهایش لرزش کمی داشت و نگاهی که همیشه می‌خندید و همیشه منتظر میهمانی تازه پر از شوق،امروز چه خواهم دید؟نمی‌دانم،روز اول فروردین برای‌ من در اصفهان همیشه طعم سینما را داشت،چهار باغ و فیلمهای تازه و حالا اینجا،نه اینکه حتما اگر در اصفهان بودم می‌رفتم سینما اما حد اقل در چهار باغ قدم می‌زدم و سرم را بالا می‌بردم تا سر در سینماها را ببینم در وین سینما و فیلمهای جدید و ندیده بسیار است اما هیچکدام‌شان‌ شوق دیدن فیلم‌های سینماهای اصفهان را در عید ندارد. ساکت می‌شود و بعد می‌گوید اولین دستگاه ضبط صفحه را پاپا به ایران آورد یادم هست که‌ یکی از اتاقهای منزلمان را تبدیل به استودیو ضبط صدا کرده بود و تمام اطاق را با نمد پوشانده‌ بودند. نمی‌دانم سیزده ساله بودم یا چهارده‌ساله یادم می‌آید خانم ساتنیک آقابابایان برای تاتر گراند هتل یک تئاتر موزیکال‌ کارگردانی می‌کرد موسیقی آنرا هم خودش تنظیم می‌کرد یا می‌نوشت،شوهرش هم ارمنی روسی‌ بود و وکیل دادگستری. رفته بود پهلوی مهرتاش او را نوشین گفته بود اولین هنرپیشه بدربخور تو،خانم لرتا می‌تواند باشد بعد نوشین آمد سراغ من و در سالن‌ تابستانی که خیاطخانه خانم دکتر خاکپور بود و تابستانها برای تاتر اجاره می‌داد نمایشنامه زن‌ وظیفه‌شناس را برای نوشین بازی کردم. اول فروردین لرتا گل سینه‌اش را مرتب می‌کند و می‌گوید چایتان سرد شد خیلی حرف زدم چای شما سرد شد لیوانها را که در گالشهای نقره‌ای هستند در سینی نقره می‌گذارد می‌گوید:روزهای عید را نوشین دوست داشت‌ نقل سر سفره می‌گذاشتیم و با شیرینیهای کوچک سفره را آراسته بودیم."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.