Skip to main content
فهرست مقالات

کابل در شاهنامه

نویسنده:

ISC (22 صفحه - از 201 تا 222)

کلید واژه های ماشینی : کابل ، شاه ، رستم ، کابلستان ، زابل ، زال ، توران ، سیاووش ، افراسیاب ، رودابه

خلاصه ماشینی:

"سپاه زال و سام در میانهء راه باهم مقابل می‌شوند و زال ضمن شکوه از بدشانسی‌ها و حرمان‌هایی که از دورهء کودکی ازیتش کرده‌اند،پدر را می‌آگاهاند و از پایداری و تحمل خود همچنان اطمینان می‌دهد: هنر هست و مردی و تیغ و یلی‌ یکی یار چون مهتر کابلی‌ نشستم به کابل به فرمان تو نگه داشتم رای و پیمان تو به اره میانم بدو نیم کن‌ ز کابل مپیمای با من سخن‌ بکن هرچه خواهی که فرمان تراست‌ به کابل گزندی بود آن مراست‌ کنون چنبری گشت پشت یلی‌ نتابم همی خنجر کابلی در ارایه‌های زال دیده می‌شود که او درگیری را بین سام و مهرابشاه کابلی گزندی برای خود می‌داند،اما همین‌که خبر آمادگی رزم‌آوران سیستان به دربار کابل می‌رسد بازهم پادرمیانی‌ سیندخت مسأله را به‌سوی توافق و تفاهم استقامت می‌دهد و همین است که آفتاب اقبال ایران‌ طالع می‌گردد و زمینهء ظهو رستم روئین‌تن فراهم می‌آید. سیاووش چون سهراب نمادی از نیرو و تفکر نو است،اصلا او دو شاه ایران و توران را که به‌ کشتن مردم هر دو سو زمین پادشاهی می‌کنند مستحق رهبری جامعه نمی‌داند،او می‌خواهد ایرانیان با تورانیان چون همسایگان در رفاه و امن زندگی کنند: چه باید همی خون ریختن‌ چنین کین بدل اندر آویختن‌ اگر سر بگردانم از راستی‌ فراز آید از هر سویی کاستی‌ شوم گوشه‌ای جویم اندر جهان‌ که نامم ز کاووس گردد نهان‌ نزادی مرا کاشکی مادرم‌ وگر زاد مرگ آمدی بر سرم سیاووش و یارانش مصلحت را در آن می‌بینند که اسرای تورانی را آزاد کنند و با تحایف یکجا به دربار افراسیاب بفرستند و از راز تلخ پیش آمده او را آگاه سازند،به بهرام و گودرز سفارش‌ می‌دهد: سپردم ترا با جمله پیل و کوس‌ بمان تا بیاید سپهدار توس‌ بدو گفت بهرام کاین رای نیست‌ ترا بی‌پدر در جهان جای نیست‌ گر آرام‌گیری سخن تنگ نیست‌ ترا پوزش از پدر ننگ نیست سیاووش زنگه را با نامه و سوارانی به توران می‌فرستد که مورد استقبال گرم افراسیاب قرار می‌گیرند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)