Skip to main content
فهرست مقالات

ساختار فلسفی کلام

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (24 صفحه - از 185 تا 208)

کلیدواژه ها :

حکمت ،معتزله ،وجودشناسی ،کلام فلسفی ،کلام اسلامی ،مکتب‌ها کلامی‌(اشاعره ،شیعه) ،ساختار فلسفی ،حکمت‌اندیشی

کلید واژه های ماشینی : کلام، اشعری، علم کلام، ساختار فلسفی، فلسفه، شیعه، متکلمان، مکتب، معتزله، کتاب

علم کلام از زمان آغاز تاکنون تحولات زیادی داشته است. سه مکتب مهم در این دانش، یعنی اعتزال، اشعریت و شیعه، بیش‌ترین بحث‌‌‌ها و مهمترین تحولات را در مقایسه با دیگر نحله‌‌‌‌‌‌ها درون خود داشته‌اند. نسبت میان فلسفه و کلام از جمله مباحثی است که دربارة هر سه مکتب مطرح است. سؤال اساسی در این باره این است که این سه مکتب از آغاز تا اوج فعالیت خود چه نسبتی با فلسفه داشتند؟ پرسش دقیق‌تر آن است که بگوییم: کلام اسلامی‌تا چه ‌اندازه و چگونه از فلسفه بهره برد؟ و به عبارت دیگر چگونه ساختار فلسفی پیدا کرد؟ در این مقاله ضمن پاسخ به سؤالات بالا و بررسی فلسفی شدن هر سه مکتب کلامی، از این مطلب سخن به میان آمده است که ساختار فلسفی در کلام شیعه، برخلاف کلام اعتزال و اشعریت، تابع حکمت‌اندیشی است؛ این ساختار در کتاب الیاقوت نوبختی (قرن چهارم) برای نخستین بار ظاهر می‌شود و در کتاب تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی (قرن هفتم) به کمال می‌رسد. حکمت‌اندیشی - که برگرفته از آموزه‌‌‌‌‌‌های قرآنی است - و امامت محوری، دو امتیاز مهم کلام شیعی، چه در حیات امامان معصوم? و چه پس از دوران غیبت کبری، است و همان است که ساختار فلسفی این کلام را در آثاری چون تجرید الاعتقاد بوجود آورده است.

خلاصه ماشینی:

"در این جا سؤال‌‌‌هایی از این قبیل مطرح است: اساسا متکلمان در پی‌چه چیزی از دین بوده‌اند؟ دلیل اختلاف‌‌‌های روشی و نگرشی آنان چه بود؟ آیا کلام نخستین، تنها در پی‌توجیه اعتقادات دینی بود یا از همان اول دفاع از عقاید هم مورد نظر بود؟ معتزلیان که به عقلگرایان مشهور شدند عقل را به کدام تعریف و معنا قبول داشتند و اشعریان که به ضدیت با مکتب متعزله شهرت دارند چه جایگاهی برای عقل قائلند؟ مباحث مربوط به عقل و استدلال‌‌‌های عقلی در این دو مکتب چه نسبتی با معنا و مفهوم عقل فلسفی و عقل مشائی دارند؟ تمایز این دو نحلة مهم از یک دیگر به چه صورت است و این‌‌‌ها چگونه پدید آمد؟ آیا می‌توان گفت که نقد اشعریان از فلسفه و درعین حال روی آوردن آنان به برخی موضوعات و روش‌‌‌های فلسفی به دلیل آن بود که در رقابت با معتزلة فلسفی‌ اندیش مغلوب نشوند و آن گاه که با تلاش غزالی و رازی، کلام اشعری به نظر بعضی به درجه‌ای از قوت و استحکام رسید و خطر معتزله یا رقیب دیگری در کار نبود دیگر پرداختن به علم کلام نیز چنانکه از سخن ابن خلدون برمی‌آید (ابن خلدون، 1982: 837) - برای اهل سنت و حدیث چندان ضروری تلقی نشد؟ دربارة کلام شیعه، آیا می‌توان گفت که همپای کلام معتزلی پدید آمد؟ یا چنانکه از علامة حلی نقل شده است اساسا علی?"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.