Skip to main content
فهرست مقالات

نقدی بر چیستی و قلمرو معرفتی مفاهیم فلسفی در اندیشه کانت از منظر حکمت متعالیه

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (16 صفحه - از 73 تا 88)

کلیدواژه ها :

معرفت ،حکمت متعالیه ،تجربه ،مفاهیم فلسفی ،معقولات ،ایده آلیسم

کلید واژه های ماشینی : کانت ، معرفت ، معرفت ، حکمت متعالیه ، مفاهیم فلسفی ، مفاهیم ، ذهن ، احکام ، مفاهیم فلسفی در اندیشه کانت ، تجربه

بعقیده کانت، بمنظور حصول تجربه، بمثابه معرفت ضروری و کلی به اعیان و طبیعت، بمفاهیم فلسفی و بعضا منطقی متعددی نیاز است که مطابق تحلیلهای هیوم، از تجربه ناشی نمیشوند، این مسئله، کانت را بر آن داشته تا منشا این مفاهیم را در ذهن لحاظ کرده و ماهیت وجودی آنها را بمثابه صورتها و ظرفهای فاقد محتوا تبیین کند که تنها در صورتی که محتوای خود را از شهودهای تجربی و محض حاصل آورند، معرفت بخش میشوند. این رویکرد سبب شده اولا، معرفت انسان به عرصه تجربه محدود شود و در ثانی، فعالیت ذهن در حصول این معرفت، به استقرار ایدئالیسم و انکار جنبه های رئالیستی معرفت منجر شود. این نوشتار بر آن است تا پس از تبیین قلمرو معرفتی مفاهیم فلسفی در فلسفه کانت و تشریح نتایج فلسفی برخاسته از آن، نادرستی این موضع را براساس تحلیلهای حکمت متعالیه از چیستی و نحوه حصول معرفت، بطور اعم و مفاهیم فلسفی (معقولات ثانی فلسفی) بطور اخص، نشان دهد

خلاصه ماشینی:

"{o26o} بنا به نکات فوق،اولا علم و معرفت فلسفینیازمند مفاهیمی غیر از مفاهیم ماهوی اعیان استو از اینرو برخلاف تصور هیوم،می‌بایست برای اینقبیل مفاهیم به منشأیی غیر از تجربه،یعنی در ذهنقائل شویم،اما در ثانی،ذهن نمیتواند به صرفداشتن این مفاهیم،آنها را هرگونه که خواست بکارگیرد بلکه موظف است آنها را تنها در نسبت باتجربه و شهودهای حسی و محض بکار گیرد،زیرااین مفاهیم تنها در نسبت با تجربه،معرفت بخشخواهند بود؛ این طریقه حل کامل مشکل هیوم،هر چند برخلاف انتظار ابداع کننده آن است برایمفاهیم محض فاهمه منشأ مقدم بر تجربهآنها را و برای قوانین تمام طبیعت،اعتبار آنهارا بعنوان قوانین فاهمه محفوظ میدارد اما بدینصورت،که استفاده از آنها را در حدود تجربهمحدود میسازد،زیرا اساس امکان آنها صرفادر رجوع فاهمه به تجربه است،اما نه از آنجهت که آنها از تجربه استنتاج شده باشندبلکه از این جهت که تجربه از آنها استنتاجشده است و این وجه ارتباط کاملا معکوسهرگز به ذهن هیوم خطور نکرده بود. {o46o} بعقیده ملا صدرا،موجودات مجرد از کامل بهناقص در سه مرتبه عقلی،مثالی و حسی دسته‌بندیمیشوند،از آنجا که نفس انسان طی حرکت جوهریاز نقص به کمال،مراتب معرفتی حسی،خیالی وعقلی را طی میکند،و از آنجا که ادراک انسان در هر*حکمت اسلامی پس از تبیین وجوهرئالیستی معرفتهای حصولی که باصورت ذهنی معلوم خارجی(معلومبالعرض)سروکار دارد،حقیقت علمحصولی را نیز به علم حضوریبرگردانده و از مشکلات و نتایج بعضانامتعارف فلسفی دوری میگزیند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.