Skip to main content
فهرست مقالات

الکولیک و استحثاث قریحه

(4 صفحه - از 571 تا 574)

کلید واژه های ماشینی : الکولیک و استحثاث قریحه ، شعر ، قریحه ، شاعر ، طبع ، ادب ، قلیان ، شراب ، ازسلسبیل قریحه‌اش اشعاری روان‌تر ، الکولیک و استحثاث قریحهدر شمارۀ

خلاصه ماشینی:

"با اینحال باز بسی از شعراء عالی‌مقام که از فحول محسوب واستاد اساتید ویگه؟؟؟میدان فصاحت و بلاغتند گاه شود که طبعبا انها همراهی و مساعدت ننموده و باصطلاح قریحه نسبت بانها خیانتمینماید حتی بعضی از اوقات با شدت لزوم نظم ابیات(چون مواقع سلامهای رسمی یا جلوس یا وقات امراء و سلاطین)چندانکه تلاش میکنندو ذهن را فشار میدهند طبع و طبیعت حاضر نمیشود و بکلی از کار بازمیمانند اگر شاعر را مصیبت یا مرض یا خسارتی پیش آید حدوث اینحالت(که بعربی عیاء گویند)مستبعد نیست چنانکه شاعر معروف مصرحافظ افندی ابراهیم در مطلع قصیدۀ که در رژع محمود سامی پاشای بارودی(وزیر عالم فاضل و ادب بی‌نظیر مصر)میگوید:{Sردوا علی بیانی بعد محمود#لقد عییت و اعیی الشعر مجهودی#فما لحسن بیانی لا یطا و عنی#و ما لحبل القوافی غیر ممدودS}ولی از غرایب انکه بدون جهت ظاهری و بی‌انکه حادثۀ ناگهانیطبع را کوبیده و فشار داده باشد این حال رخ داده و در انهنگام مجبورمیشوند بوسائل مختلفه طبع را حاضر سازند که بعربی انرا(استحثثقریحه)نامند وسائیل استحثاث قریحه در اشخاص مختلف است کهشمۀ از انها را کتب ادب ضبط نموده و از مطالعه‌انها معلوم میشود کهحتی قوۀ واهمه در این امر دخالت دارد،اما از شعراء عرب: ذو الرمه در چنین موقع با دوستان خلوت کردی و با صحبت انهاسرگرم گشتی و در عین صحبت و التذذ طبعش بجوش و خروش آمدیو از؟؟؟دریدی قریحه درهای شاموار و لئلی آبدار که از سینه و گردنادب را زیب و زیور نمودی بیرون آوردی-کثیر شاعر فحل که بواسطهاشتهار بحب(عزه)بکثیر عزه معروف است در بوستانهای سبز و خرمو مرغزارهای باصفا و دلگشا و گلستان‌های معطر و وجدآور گردشو طواف میکرد تطبعش را وجد و شعف رخ میداد و بر سرودن ابیاتتوانا میگردید-جمعی از شعراء چون مهلهل از جاهلیین و اخطل درعصراه و بین تحریک قریحه را در شرب شراب ناب یافته گوئی دختر رزرا با دختر طیع در مزاجش عقد خواهری و اتحاد است که چون یکیحاضر شود دیگری را بمحبت خود جلب نماید-جریر شرب دختر&%01102BMDG011G% ثاک را تبدیل باشامیدن نبیذ میکرده انگاه در ریگزار یا بر فراش غلتیدیو گاه عریان و برهنه شده چون اسب شیهه کشیدی که بیننده او را دیوانهپنداشتی-انی تمام-در قنات آب رفته یک ساعت در آب مکث مینمود و ازسلسبیل قریحه‌اش اشعاری روان‌تر از آب روان و صاف‌تر از مبدء قناتجاری شده-نصیب سوار بر مرکب گشته در شعب جبال؟؟؟اراضیبائره سیر مینمود و از میانه آن خرابی و بائری ابیاتی که خانۀ ادب رامعمور و آباد ساختند پیدا می‌کرد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.