Skip to main content
فهرست مقالات

تبیین و مقایسه کارکرد نخبگان سیاسی و ایلی کرد در دوره های صفویه و قاجار 1344 - 907 ق / 1925 - 1521 م

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (30 صفحه - از 29 تا 58)

کلیدواژه ها :

صفویه ،قاجار ،دولت مرکزی ،نخبگان کرد ،قاجار جغرافیای اسلامی ،مسالک و ممالک نگاری ،احمدبن طیب سرخسی ،سفرنامه سرخسی

Central Government ،Kurdish elite ،Qajar ،Safavid

کلید واژه های ماشینی : ایل ، قاجار ، دورۀ صفوی ، سیاسی ، دولت ، نخبگان ، نخبگان سیاسی و ایلی ، تاریخ ، دوره‌های صفویه و قاجار ، حکومت

این نوشتار به‌روش تاریخی و با تأکید بر نگاه جامعه‌شناسانه به تاریخ، در چارچوب نظری دو گفتمان هویت ایرانی و روابط نخبگان با حوزۀ قدرت سیاسی، تلاش می‌کند به تبیین و مقایسۀ جایگاه و کارکرد دولت‌مردان و نخبگان سیاسی و ایلی عشیره‌ای کرد در دو دورۀ صفویه و قاجار بپردازد. از مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق آن است که در مجموع دو دوره، از نظر قومی و مذهبی، مانعی جدی بر سر راه ارتقای دولت‌مردان و نخبگان کرد در مراتب اداری و سیاسی دولت مرکزی ایران وجود نداشته و نخبگان مذکور در هر دو دوره تا عالی‌ترین مراتب قدرت بالا رفته‌اند. هم‌چنین دیگر یافتۀ این پژوهش نشان می‌دهد که برآیند نهایی کارکرد دولت‌مردان و نخبگان کرد، در مسیر تأمین منافع و تحکیم امنیت و پیگیری اهداف ملی دولت مرکزی ایران بوده است. احمدبن طیب سرخسی، شاگرد و مصاحب کندی، از آغازگران جریان فلسفه یونانی در میان مسلمانان به شمار می‌رود. او که در بسیاری از شاخه های علم متفنن بود، برخی از کتب علمی- فلسفی یونانی را به زبان عربی ترجمه یا اقتباس کرد؛ با این همه، هیچ یک از آثار او به دست ما نرسیده است. در میان آثار منسوب بدو، چند کتاب و رساله در جغرافیای ریاضی و وصفی به چشم می خورد؛ یکی از این آثار، سفرنامه سرخسی است به جزیره، شامات و فلسطین. برخی فقرات و عبارات این سفرنامه در منابع کهن عربی پراکنده است که با گردآوری و توضیح آنها، می توان بخشی از سفرنامه را بازسازی کرد و بدین ترتیب وضعیت جغرافیایی بخشی مهم از جهان اسلام را در اواخر قرن سوم هجری فراروی قرار داد.

The historical method with a sociological approach on the history is adopted in this study regarding the theoretical framework that contributed to the nature of discourse regarding the Iranian identity and the relation of Kurdish leaders and elite in the political arena in Safavied and Qajar dynasties. The attempt is made to analyze and compare the status and the function of the political figures of the Kurdish tribal leaders during the Safavid and Qajar eras. The most important finding here is the fact that there were no fundamental and earnest measures that would prevent the promotion of the aforesaid Kurdish officials in both the dynasties. The prevailing trend was that these leaders and elite were selected for higher ranks in the central government. Their contributions with respect to protection، strength and seeking to accomplish the national objectives cannot be ignored.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.