Skip to main content
Article List

خوانشی اگزیستانسیالیستی از زیست جهان فروغ، خوانشی حداقلی

Writer:

خلاصه ماشینی:

"یعنی این نکته که فروغ «وجودش مقدم بر ماهیتش است» به ما نشان می‌دهد که او دارای شرط اصلی و مرکزی برای قرارگرفتن در مکتب فکری فلسفی اگزیستانسیالیسم مطابق با تعریف سارتر است و به طور حداقلی می‌توان از زیست‌جهان او خوانشی اگزیستانسیالیستی داشت. »45 همچنین- همان‌طور که پیشتر اشاره شد- از منظری دیگر می‌توان گفت که فروغ در دفتر «تولدی دیگر» آرزومندانه و با حسرت در پی فراچنگ آوردن ایمان است؛ ایمانی که چندی پیش آرامش و طمأنینه را برای او به همراه داشت و با امید دستش را در باغچه می‌کاشت به امید آنکه سبز شود اما گویی در ادامه، به تدریج یأس بر او مستولی شده، به ناتوانی دست‌های سیمانی‌اش پی می‌برد و به آغاز فصل سرد ایمان می‌آورد3046: «و این منم/زنی تنها/ در آستانه فصلی سرد/ در ابتدای درک هستی آلوده زمین/ و یأس ساده و غمناک آسمان/ و ناتوانی این دست‌های سیمانی/.... فروغ خصوصا در شعر اول دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» وعموما در اشعار دیگر این دفتر، به عنوان عضوی از اجتماع، از جهان بی‌تفاوتی فکرها و حرف‌ها و صداها حرف‌می‌زند و با صراحت گفتار، اگرچه ناامید از بهبودیافتن شرایط، به بیان بسیاری از نقصان‌ها و امور غیراخلاقی موجود در زمانه خود می‌پردازد:51 «ستاره‌های عزیز/ستاره‌های مقوایی عزیز/وقتی در آسمان، دروغ وزیدن می‌گیرد/دیگر چگونه می‌شود به سوره‌های رسولان سرشکسته پناه آورد؟..."


You should become a Enter to be able to see articles.