Skip to main content
Article List

ترس از زبونانه مردن / دغدغه چگونه مردن: نگاهی به فال خون رمان تقدیر شده در جشنواره ربع قرن کتاب دفاع مقدس

Critique:

(4 page(s) - From 88 to 91)

Automated keywords : فال خون رمان تقدیر ، سرباز ، داستان ، ستوان ، ترس ، مرگ ، ستوان‌یار ، شخصیت ، غفارزادگان ، مرگ ستوان‌یار

خلاصه ماشینی:

"حال این‌ سؤال پیش می‌آید که چرا سرباز با قنداق تفنگ به ستوان‌یار هجوم‌ نمی‌برد تا او را بی‌هوش کرده و ستوان را نجات دهد؟آیا کنش سرباز مبنی بر شلیک کردن و به گلوله بستن ستوان‌یار را نمی‌توان تصادفی‌ دانست که تنها از ناحیهء نویسنده بروز کرده است؟تصادفی که بانی‌ گره‌گشایی و مرگ خودخواستهء سرباز می‌شود؟مگرنه آنکه تصادف‌ تنها در ابتدای داستان مورد قبول است و تصادفی که در انتها بانی‌ گره‌گشایی اثر باشد،ضعف اثر به حساب می‌آید؟ از سوی دیگر،تحول شخصیتی ستوان بعد از مرگ ستوان‌یار،مثل‌ عق‌زدن‌های پی‌درپی-«صدای عق‌زدن ستوان را شنید و دید» (ص 76)-غش کردن او،لرزیدنش،کوبیدن کتاب به صورتش از سوی‌ سرباز و همچنین توهین‌های مکرر سرباز را چگونه می‌توان توجیه‌ کرد؟-«دوید و پاره‌های کتاب را زد به صورت ستوان»(ص 77)-آیا تغییر این روحیه احتیاج به پرداخت بیشتر برای باورپذیری کنش‌های‌ شخصیت ندارد؟به اعتقاد نگارنده،هرقدر که ستوان دانشجوی حقوق‌ و عاشق‌پیشه باشد و هرقدر هم دور از واقعیت جنگ-که البته بدین‌ گونه نبوده و در متن ذکر نشده است-نباید از مرگ ستوان‌یار به این‌ پستی و زبونی برسد؛به خصوص که او فردی است که سعی می‌کند «هر چیزی را-برای خود راحت و-قابل تحمل کند»(ص 38)؛ پس چرا نمی‌تواند مرگ ستوان‌یار و موقعیت فعلی‌اش را درک کند؟ مگر او معتقد نیست که همه چیز«دست خود آدم است»؟از سوی‌ دیگر،مگرنه اینکه او دانشجوی حقوق است و به راحتی می‌تواند قتل‌ را به گردن سرباز بیندازد؟پس از چه می‌ترسد که تن به این زبونی‌ و حقارت می‌دهد."


You should become a Enter to be able to see articles." class='alert-link'>Membership)