Skip to main content
فهرست مقالات

کلیاتی درباره فن نویسندگی

نویسنده:

کلیدواژه ها :

نگارش ،روش‌ها و سبک‌ها ،مراحل نگارش

کلید واژه های ماشینی : نویسندگی، طنز، فن نویسندگی، فن، ترجمه، داستان، هزل، نگارش، انتقاد، مترجم

نویسندگی، هم هنر است و هم فن. بنابراین مانند همه هنرها و فنون نیاز به مقدمات و تمهیداتی دارد که مقاله حاضر درباره برخی از آنها به اجمال سخن می‌گوید. تقسیم نوشته به توصیفی، تشریحی، طنز، انتقادی، علمی، ترجمه، نقد و داستان، موضوعات اصلی این مقاله را فراهم می‌آورد. پس از تعریف هر یک از انواع پیش گفته، چند و چون آنها بررسی می‌شود و برای برخی از آنها مثالی ضمیمه می‌گردد. پایان‌بخش مقاله، درباره مراحل نگارش است که عبارت است از: تفکر و دقت؛ طرح اولی؛ گردآوری اطلاعات؛ تهیه پیش‌نویس؛ اصلاح پیش‌نویس؛ تایپ یا پاکنویسی مقاله؛ مطالعه مجدد مقاله پس از پاکنویسی.

خلاصه ماشینی:

"توجه به معیارهای خاص در هر موضوع: اظهار نظر درباره هر موضوعی باید با معیارهای خاص همان موضوع صورت گیرد؛ مثلا اگر بخواهیم ارزش علمی یک کتاب ریاضی را بررسی کنیم، راهی جز این نداریم که این کار را به کمک اصطلاحات و فرمول‌های مخصوص ریاضی انجام بدهیم تا روشن شود که مطالب کتاب درست است یا نه. نویسنده در نوشته خود تا چه حد از مسائل اجتماعی، تاریخی و سیاسی زمان خود اثر پذیرفته و تا چه اندازه خصوصیات فردی و روانی خود را نشان داده است؟ البته برای نقد داستان و فیلم و نمایشنامه و نوشته‌های صرفا ادبی، کارهای دیگری هم باید انجام شود که در جای خود بحث شده است. ج. در ترجمه‌های استادانه، باید از فرهنگ‌ها و معاجمی استفاده شود که همزمان با متن یا نزدیک به آن، نوشته شده باشد؛ نه اینکه مثلا در ترجمه متنی از قرن سوم، از المنجد یا فرهنگ نفیسی استفاده شود و به آنها استناد گردد که پس از یازده قرن تألیف یافته است، و در این مدت صدها تحویل و تحول و کاهش و افزایش در معانی لغات راه یافته و دگرگونی‌هایی پدید آمده است، استعاراتی تبدیل به تشبیه و تشبیهاتی تبدیل به استعاره و مجازهایی حقیقت و حقیقت‌هایی مجاز و کنایاتی تصریح و تصریحاتی کنایه و مفرداتی مشترک و مشترکاتی مفرد و متبایناتی مترادف و مترادفاتی متباین شده است؛ زیرا زبان چون درختان کهن‌سال است که پیوسته از آنها برگ می‌ریزد و بر آنها برگ می‌روید، یا چون رودخانه‌ای است که به هر فرسنگ که می‌گذرد، مقداری از آب خود را از دست می‌دهد و باز از چشمه‌ساران سر راه خویش مقداری آب می‌گیرد، و تقریبا آنچه باقی است، خواص نوع است نه عوارض شخص."

صفحه:
از 6 تا 25