Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی تطبیقی مضمون بازگشت به اصل در ادبیات عرفانی جهان

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (36 صفحه - از 87 تا 122)

کلیدواژه ها :

وحدت وجود ،فنا ،بقا ،بازگشت به اصل ،هجران ،سیر درون ،سلوک روحانی

کلید واژه های ماشینی : عرفان ، انسان ، بازگشت ، امرسون ، وحدت ، روح ، مولوی ، شاعر ، جهان ، نارکاتسی

شرایط کنونی جهان، وحدت فرهنگها و جوامع انسانی و ایجاد پیوند میان تمدنهای گوناگون را می‌طلبد و نیاز مبرمی به یافتن زبان مشترک(زبان فطرت)برای تفاهم میان فرهنگهای گوناگون احساس می‌شود.تحقیق حاضر با اعتقاد به این که با بررسی و مقایسه ادبیات جهان، بخصوص ادبیات عرفانی می‌توان به این زبان مشترک دست یافت، کار خود را آغاز نمود.«باز گشت به اصل»به عنوان مضمون مورد تحقیق انتخاب شد و بررسی این مضمون در آثار مولوی به زبان فارسی، ابن عربی به زبان عربی، امرسون‌ (nosremE) و بلیک‌ (ekalB) از آمریکا و بریتانیا به زبان انگلیسی، وینیی‌ (yngiV) به زبان فرانسوی، و نار کاتسی‌ (istakeraN) به زبان ارمنی انجام گردید.مراحل«باز گشت به اصل یا رجعت»از قبیل اصل و منشأ انسان، جدایی از اصل و هجران، عشق، اشتیاق به بازگشت، سیر درون و چگونگی سیر و سلوک روحانی و طی مراحل تکامل، توبه، صبر، شکر، گردش در قوس نزول و صعود و درک وحدت وجود و مرحله فنا و وصل به حق تعالی و بقای بعد از فنا، دقیقأ بررسی گردید.سپس در یک بررسی تطبیقی آثار این افراد مقایسه و مشاهده شد که این شاعران با وجود تفاوتهای فرهنگی-مذهبی-زبانی به علت تفکر آزمان گرایانه مشابهتهای حیرت‌انگیز دارند که نشانگر پیوند عمیق فکری و فلسفی ایشان است و به نظر می‌رسد که این اندیشمندان به رغم ظهورشان در قرون و سرزمینهای متفاوت، از طریق تفکر تعالی گرایانه عرفانی باهم پیوند می‌یابند و همدل می‌شوند؛تفکری که بیگانگی ظاهری آنان را تحت الشعاع قرار می‌دهد.بدیهی است تفاوتها نیز بررسی شد. .

خلاصه ماشینی:

"بازگشت به اصل در ادبیات فارسیشعرای عارف فارسی زبان نیز مسأله«بارگشت به اصل»، که شامل مراحل اصل و مشأ انسان، جدایی از اصل، و وصل مجدد است، را به زیباترین وجه در اشعار خود به نمایش گذاشته‌اند که از آن جمله است:چون آدم از بهشت فرو اوفتاده‌امبازم به سوی روضه رضوان که نی‌بردبی روی دوست مجلس مارا فروغ نیستپیغام ما بدان مه تابان که می‌برد(11/ص 62)***تا کی اندر انجمن دعوی ز هجر و وصل یارنیست شو در راه تا هم وصل و هم هجران بود(16/ص 13)***ای روح!در این عالم غربت چونی؟بی آن همه پایگاه و رتبت چونیسلطان جهان قدس بودی، اکنوندر صحبت نفس شوم صحبت چونی؟(20/ص 236)***طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراقکه در این دامگه حادثه چون افتادممن ملک بودم و فردوس برین جایم بودآدم آورد درین دیر خراب آبادم(10/ص 68)***ای بلبل جان چونی اندر قفس تنهاتا چند در این تنها مانی تو تنها(29/68)***ای بلبل خوش الحان ز آن گلشن و آن بستانچون بود که افتادی ناگاه به گلخانها(29/ص 75)شاعران ایرانی دل آشنا به رموز عرفانی هر کدام به‌گونه‌ای در خصوص با این گونه مضامین اشعار زیبایی سروده‌اند که ذکر تمامی آنها در این محدوده میسر نیست و مشهورترین‌ابیات در خصوص با مضمون«بازگشت به اصل»در ابیات آغازین«منثوی معنوی»مولوی به شرح زیر آمده است:بشنو این نی چون حکایت می‌کندو ز جدایها حکایت می‌کندکز نیستان تا مرا ببریده‌انددر نفیرم مرد و زن نالیده‌اندسینه خواهم شرحه از فراقتا بگویم شرح درد اشتیاقهرکسی کو دور ماند از اصل خویشباز جوید روزگار وصل خویش(30/دفتر اول، ابیات 4-1)مقایسه نظرگاههای شش جهره عرفانی در ادبیات پنچ زبان زنده جهاناز آنجا که در یک مقایسه جزه به جزه بهتر می‌توان به ریزه کاریهای باورها و نظریات شعرا دست یافت، در این بخش ابتدا افغان‌نامه نارکاتسی و مثنویط مولوی، که یکی مسیحی است و دیگری مسلمان و سپس وینی که یک شاعر رمانتیک است، با مولوی مسلمان، و آنگاه دیدگاههای مسیحیت و رمانتیک و در مرحله نهائی، عرفان اسلامی و عرفان غیر اسلامی یا به عبارت دیگر عرفان غرب با عرفاشن مقایسه خواهند شد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.