Skip to main content
فهرست مقالات

پادشاهی سید احمدخان مرعشی صفوی و بحران مشروعیت صفویان

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (18 صفحه - از 1 تا 18)

کلیدواژه ها :

مشروعیت ،کرمان ،اشرف افغان ،سید احمد خان مرعشی ،شاه تهماسب دوم

کلید واژه های ماشینی : صفوی ، پادشاهی سید احمدخان مرعشی صفوی ، شاه ، صفویان ، مرعشی صفوی و بحران مشروعیت ، خان مرعشی صفوی ، صفوی و بحران مشروعیت صفویان ، پادشاهی سید احمد خان مرعشی ، مرعشی صفوی ، بحران مشروعیت صفویان

حملۀ غلزایی‌های قندهار به اصفهان و سقوط این شهر را باید پایان عمر سیاسی صفویان دانست؛ اگرچه تهماسب دوم توانست پس از اخراج غلزایی‌ها مدت کوتاهی حکومت نماید. در همین دوران اشغال اصفهان و حتی پس از آزاد سازی این شهر از سپاهیان اشرف، مدعیان متعددی در گوشه و کنار کشور و با عناوین مختلف داعیۀ حکومت داشتند. بیشتر این مدعیان افراد فرصت طلب، مجهول الهویه و با توان نظامی و اعتبار ضعیفی بودند. اما در این میان، کسانی نیز دیده می‌شدند که ادعای آنان بسیار پررنگ بود. سادات مرعشی نمونۀ مشخصی از این مدعیان بودند که برای دستیابی به حکومت بسیار تلاش می‌کردند.سید احمدخان مرعشی صفوی اولین مدعی پادشاهی از خاندان مرعشی پس از سقوط اصفهان بود. اگرچه او ابتدا و برای دفاع از صفویان با تهماسب همراه شد، پس از مدتی از او جدا گردید به اقداماتی دست زد که به اعلام رسمی پادشاهی او در کرمان انجامید.دورۀ سه سالۀ فعالیت او در جنوب و جنوب شرقی کشور آن هم در دورانی که تهماسب به شدت در موضع ضعف قرارداشت و اشرف افغان موفقیت‌های چشمگیری درداخل و در مناسبات خارجی به دست آورده بود بسیار مهم است. او در این دوره با نام احمد شاه به ضرب سکه اقدام نمود و درباری تشکیل داد که توجه نمایندگان کمپانی‌های خارجی رانیز جلب کرد. این مسأله نشان می‌دهد که او از بحران مشروعیت صفویان در آن مقطع استفاده کرد؛ هرچند در نهایت موفق نشد تا این افتخار را داشته باشد که به عنوان مؤسس سلسله‌ای در تاریخ ایران شناخته شود. این پژوهش بر آن است تا دوران فعالیت و پادشاهی سیداحمد خان مرعشی، ارتباط این ادعا با بحران مشروعیت صفویان و دلایل ناکامی او در این رویارویی را بررسی کند. روش تحقیق، کتابخانه‌ای است واین مقاله به شیوۀ توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل موضوع می‌پردازد.

خلاصه ماشینی:

"سیداحمدخان مدعی پادشاهی در ایران سقوط اصفهان و تسلیم تاج شاهی به محمود غلزایی به وسیلة شاه سلطان حسین از یک سو و غافل شدن تهماسب از مأموریتی که داشت به همراه ناتوانی او در این امرازسوی دیگر فضایی را ایجاد کرد که شاخص دورۀ هرج و مرج بود؛ دوره ای که مشروعیت حاکمیت با بحران جدی روبرو گردید و افراد و گروه‌های مختلف با هدف سهم بردن به میدان رقابت وارد می‌شدند. در چنین شرایطی که سید احمد خان به شدت درمانده شده بود و اخباری نیز مبنی بر اعزام نیرو به فرماندهی عبدالله خان نامی از بلوچ های طرفدار افغان‌ها به همراه در گزینی‌ها و کردها از سوی اشرف می‌رسید، او «ناچار به سبب عدم جمعیت و لشکر بقصد رسیدن بخدمت شاه طهماسب و استعفای جرایم و عذر سکه و خطبه خواستن، عزیمت جانب خراسان از راه بیابان نهبندان نمود» (مرعشی صفوی، 1362: 75). در حالی که گزارش هلندی ها از این ناتوانی سخن می گویند و به نارضایتی مردم از والی خود اشاره می‌کنند (همان:51)، مرعشی صفوی می‌نویسد :«میرزا زاهد علی خان چون تازه وارد بود و هنوز جمعیتی بر سر او نشده بود و نیز مردی متصدی پیشه بود و قطع نظر از این امور سید احمد شاه از سلالۀ صفویه بود از دل بحرب او راضی نبود » (مرعشی صفوی، 1362 : 77). در این میدان، ‌کدام یک ظرفیت بیشتری برای برخورداری ازمشروعیت داشت؟ ازمجموعة گزارش‌ها- به جز آنچه هلندی‌ها آورده اند -چنین استنباط می‌شود که اقدام سید احمد با وجود تمام ادعاهای درست او، تعرضی به قلمرو مشروعیت صفویان محسوب می‌شد؛ در حالی که هنوز صفویان و مدعیانی که خود را پسر شاه سلطان حسین معرفی می‌کردند بیشترین اقبال را در جامعه داشتند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.