Skip to main content
فهرست مقالات

ژاک قضا و قدری و اربابش

مترجم:

(5 صفحه - از 219 تا 223)

کلید واژه های ماشینی : رمان ، ژاک قضا ، رمان ژاک قضا ، مینو ، داستان ، تیر ، زن ، سال منتظر داستان عشقهای ژاک ، مشیری ، فرانسه

خلاصه ماشینی:

"مگر کسی می‌داند کجا می‌رود؟چه‌ می‌گویند؟ارباب حرفی نمی‌زند؛و ژاک می‌گوید که فرمانده‌اش می‌گفت از خوب و بد هرچه در این پایین به سرمان می‌آید،در آن بالا نوشته شده. ارباب‌ و تیر خوردی‌ ژاک‌ درست حدس زدید؛تیری به زانویم خورد؛و خدا می‌داند این تیر چه اتفاقات خوب و بدی‌ که دنبال نیاورد. ارباب که سخت‌ عصبانی است با شلاق به جان نوکرش می‌افتد و آن بخت برگشته هم با هر ضربهء شلاق می‌گوید: «لابد این هم در آن بالا نوشته شده... چیست که بتواند مانعم شود از اینکه ارباب را زن بدهم‌ و زن ناموس شوهرش را به باد دهد؟یا ژاک را برای رفتن به جزایر1سوار کشتی کنم؟و اربابش‌ را هم به همانجا بفرستم؟و از آنجا هر دو را در یک کشتی به فرانسه بازگردانم؟وه که قصه گفتن‌ چه آسان است!اما فقط به بهای یک شب ناخوش،آنها از این مخمصه خلاص خواهند شد و شما هم از انتظار. و ارباب ژاک به جراح می‌گوید:«به این می‌گویند ثابت کردن."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)