Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی تطبیقی چکامه‌های ابوطیب متنبی و مسعود سعد سلمان

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (16 صفحه - از 89 تا 104)

کلیدواژه ها :

مسعود سعد سلمان ،مضـامین مشـترک ،ادبیات تطبیقی ،ابوطیب المتنبی ،مضامین مشترکادبیات تطبیقی

کلید واژه های ماشینی : متنبی ، متنبی و مسعود سعد سلمان ، مسعود سعد ، بررسی دیوان مسعود سعد سلمان ، بررسی تطبیقی چکامه‌های ابوطیب ، چکامه‌های ابوطیب متنبی ، شاعر ، ابوطیب متنبی و مسعود ، عربی ، فارسی

یکی از ارزشمندترین موضوعات ادبیات تطبیقی، به سبب روابط تاریخی و فرهنگی دیرین میان فارسی‌زبانان و ملل عرب، بررسی پیوندهای ادب فارسی و عربی است. وام‌ستانی شاعران پارسی‌گوی از شاعران عرب به ویژه از ابوطیب متنبی شاعر شهیر دوره‌ عباسی (354 ـ 303 هـ .ق.)، از موضوعات دلاویز این بخش از ادبیات تطبیقی است. این پژوهش به بررسی دیوان مسعود سعد سلمان (515 ـ 438 هـ .ق.) شاعر پارسی‌گوی دوره غزنوی می‌پردازد تا چند و چون تأثیر متنبی بر سروده‌های وی را روشن سازد زیرا وی از جمله شاعرانی است که مهارتش در زبان عربی و آشنایی-اش با دیوان متنبی، به بهره‌گیری هنرمندانه از مضامین سروده‌های این شاعر عرب انجامیده است. افزون بر این، همسانی در اندیشه و احساس و زیستن در شرایط سیاسی نسبتا مشابه، سبب فراخوانی و همخوانی برخی مضامین در آثار دو شاعر شده است. این پژوهش با نگاهی تطبیقی به چکامه‌های ابوطیب متنبی و مسعود سعد سلمان، به بررسی درون‌مایه‌های همسان میان اشعار دو دیوان می‌پردازد و با آوردن نمونه‌های متعدد نشان می‌دهد که مسعود سعد گاه به برگردان ابیاتی از متنبی پرداخته و هنرمندانه از آن‌ها سود جسته است. آنگاه مضامینی مشترک را مطرح می‌سازد که برخاسته از توارد خاطر میان این دو شاعر است و نمی‌توان آن‌ها را ترجمه یا اقتباس به شمار آورد. یکی از ارزشمندترین موضوعات ادبیات تطبیقی، به سبب روابط تاریخی و فرهنگی دیرین میان فارسی‌زبانان و ملل عرب، بررسی پیوندهای ادب فارسی و عربی است. وام‌ستانی شاعران پارسی‌گوی از شاعران عرب به ویژه از ابوطیب متنبی شاعر شهیر دوره‌ عباسی (354 ـ 303 هـ .ق.)، از موضوعات دلاویز این بخش از ادبیات تطبیقی است.این پژوهش به بررسی دیوان مسعود سعد سلمان (515 ـ 438 هـ .ق.) شاعر پارسی‌گوی دورة غزنوی می‌پردازد تا چند و چون تأثیر متنبی بر سروده‌های وی را روشن سازد زیرا وی از جمله شاعرانی است که مهارتش در زبان عربی و آشنایی‌اش با دیوان متنبی، به بهره‌گیری هنرمندانه از مضامین سروده‌های این شاعر عرب انجامیده است. افزون بر این، همسانی در اندیشه و احساس و زیستن در شرایط سیاسی نسبتا مشابه، سبب فراخوانی و همخوانی برخی مضامین در آثار دو شاعر شده است.این پژوهش با نگاهی تطبیقی به چکامه‌های ابوطیب متنبی و مسعود سعد سلمان، به بررسی درون‌مایه‌های همسان میان اشعار دو دیوان می‌پردازد و با آوردن نمونه‌های متعدد نشان می‌دهد که مسعود سعد گاه به برگردان ابیاتی از متنبی پرداخته و هنرمندانه از آن‌ها سود جسته است. آنگاه مضامینی مشترک را مطرح می‌سازد که برخاسته از توارد خاطر میان این دو شاعر است و نمی‌توان آن‌ها را ترجمه یا اقتباس به شمار آورد.

خلاصه ماشینی:

"به همین گونه، شاعر نابغة عرب در ستایش جود و بخشش مغیث بن عجلی، مردمان را قمریان و فاختگانی می‌انگارد که دهش‌های ممدوح طوقی بر گردن ایشان است: أقامت فی الرقاب له أیاد هی الأطواق و الناس الحمام 7 (2/ 361) ج) در جایی دیگر، مسعود سعد ضمن ابراز دغدغه‌های درونی خود، به مخاطب خویش که به تحقیر در او و سروده‌هایش نگریسته، در تشبیهی ضمنی می‌گوید: «کان زرینه در دل خاک جای دارد»: تو چنان بر گمان که من دونم سخن من نگر که چون والاست اصل زر عیار از خاک است اصل عود قمار نه ز گیاست؟ (52). 19 ابو‌طیب متنبی نیز تنها به خود می‌بالد و بسیار اندک از تبارش سخن به میان آورده باشد زیرا در میان آن ها ـ بر خلاف مسعود سعد که نیاکانش از رجال دوران بوده‌اند ـ کسی را نمی‌یابد که در عظمت و بزرگواری سرآمد دیگران باشد؛ از این رو همواره بر خود می‌نازد و خویشتن را مفخر گوهر تبار خود می‌داند، هر چند که بلافاصله از باب احتراس (= تکمیل، ابهام‌زدایی) وارد می‌شود و این ابهام را که قومش مردمانی بی‌قدر هستند می‌زداید و چنین ادعا می‌کند که آنان فخر عرب بوده‌اند و پناه دادن به فراریان و فریادرسی رانده‌شدگان مرام و مسلک ایشان بوده است: لا بقومی شرفت بل شرفوا بی و بهم فخر کل من نطق الضا د وعوذ الجانی و غوث الطرید وبنفسی فخرت لا بجدودی وبهم فخر کل من نطق الضا د وعوذ الجانی وغوث الطرید 20 (1/ 278)."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.