Skip to main content
فهرست مقالات

بازکاوی داستان رفع القلم

نویسنده:

علمی-ترویجی (وزارت علوم)/ISC (14 صفحه - از 77 تا 90)

در روزهای پایانی ذی‌الحجه سال 23 غلامی ایرانی، معروف به فیروز ابولؤلؤ عمربن خطاب را به قتل رساند. منابع تاریخی معتبر مکتب خلفا و مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام و اکثر علمای فریقین، زمان قتل را روزهای پایانی ذی‌الحجه دانسته‌اند، ولی برخی از منابع متأخر شیعی، با استناد به یک روایت، روز واقعه را نهم ربیع‌الاول می‌پندارند. این روایت به «روایت رفع‌القلم» معروف و به احمدبن اسحاق قمی مستند است. روایت مذکور ادعاهای دیگری از قبیل تحریف قرآن و رفع‌القلم و جواز ارتکاب معاصی را نیز طرح می‌کند. در این بررسی، در استناد روایت مذکور به احمدبن اسحاق قمی خدشه وارد شده و به نقد متنی و سندی آن پرداخته می‌شود و قتل خلیفه در 26 ذی‌الحجه مدلل می‌گردد. به مستند این مقاله نهم ربیع‌الاول و برگزاری جشن‌های کذایی در آن و انتساب آن به روز قتل خلیفه از هیچ پشتوانه روایی و تاریخی برخوردار نیست. این مقاله با رویکرد تحلیلی و توصیفی به نقد افسانه رفع‌القلم می‌پردازد.در نظام سیاسی اسلام نقش و جایگاهی که برای زنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشخص شده، کمتر از مردان نیست. بر این اساس، از مسائل مهم برای زنان متعهد مسلمان آشنایی با چگونگی مشارکت و حضور در این عرصه‌هاست. بدین منظور، باید از نظرگاه اسلام در این خصوص، و نیز از سیر تاریخی نقش زنان در عرصه‌های سیاست و اجتماع مطلع گردند. بیعت و هجرت از مفاهیم مهم و اساسی فرهنگ سیاسی اسلام و از حوادث مهم و تأثیرگذار تاریخ صدر اسلام می‌باشند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که زنان مسلمان همپای مردان در این عرصه حضور فعال داشته و تاریخی ماندگار از خود به یادگار نهاده‌اند. این نوشتار با بررسی منابع تاریخی و مذهبی، و با روشی توصیفی بر این هدف است که جلوه‌هایی از مشارکت سیاسی زنان صدر اسلام را در دو عرصه بیعت و هجرت، که از حوادث مهم و سرنوشت‌ساز تاریخ صدر اسلام به شمار می‌روند، بررسی نماید.

خلاصه ماشینی:

"محشی محتضر هم سند دلائل‌الامامه را از کتاب انوار نعمانیه نقل کرده 367 و سند مصباح را به این صورت ذکر کرده است: «أخبرنا أبو محمد الحسن‌بن محمد قمی بالکوفه قال: حدثنا أبوبکر محمدبن جعدویه قزوینی و کان شیخا صالحا زاهدا سنة 341 صاعدا الی الحج، قال: حدثنی محمدبن علی القزوینی، قال: حدثنا حسن‌بن حسن الخالدی بمشهد أبی‌الحسن الرضا علیه‌السلام، قال: حدثنا محمدبن العلاء الهمدانی الواسطی و یحیی‌بن جریح البغدادی، قالا: تنازعا فی أمر آبی‌الخطاب محمدبن أبی زینب الکوفی و اشتبه علینا أمره فقصدنا جمیعا أبا علی أحمدبن اسحاق... 1. سند مصباح‌الانوار: چنان‌که گفته شد در مصباح‌الانوار، روایت رفع‌القلم موجود نیست، اما سند منتسب به این کتاب به ادعای محشی محتضر از قرار ذیل است: «أخبرنا أبومحمد الحسین‌بن محمدالقمی بالکوفه، قال: حدثنا أبوبکر محمدبن جعدویه قزوینی و کان شیخا صالحا زاهدا سنة 341 صاعدا الی الحج، قال: حدثنی محمدبن علی القزوینی، قال: حدثنا حسن‌بن حسن الخالدی بمشهد أبی الحسن الرضا علیه‌السلام، قال: حدثنا محمدبن العلاء الهمدانی الواسطی و یحیی‌بن جریح البغدادی قالا... اشکال سوم: در نقلی از این روایت که علامه مجلسی آن را از کتاب المحتضر آورده، می‌خوانیم: «محمدبن علاء واسطی و یحیی‌بن محمدبن جریح گویند ما در موضوع ابن‌الخطاب اختلاف کردیم و امر بر ما مشتبه شد، پس نزد احمدبن اسحاق رفتیم که دیدیم مشغول اعمال عید است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.