چکیده:
تمرکز مطالعه حاضر بر استفاده از استراتژیهای ارتباطی در گفتار معلم در کلاسهای ESL/EFL است. استراتژیهای ارتباطی شامل تعدیلاتی است که گویندگان در نحوه بیان گفتار خود انجام میدهند تا ارتباط را تسهیل کنند، و اینها آشکارا جنبهای بالقوه مهم در گفتار معلم هستند. این مطالعه از یک طرح روش ترکیبی برای بررسی اول، نوع و فراوانی استراتژیهای ارتباطی و الگوهای رابطه آنها در میان معلمانی که بر اساس پیشینه زبانی و موسسه آموزشی گروهبندی شدهاند، و دوم، نوع و فراوانی استفاده از استراتژی در رابطه با تمرکز گفتار در مراحل مختلف یک درس استاندارد استفاده میکند. شرکتکنندگان شامل سه معلم بومی (Native) و شش معلم غیربومی (Non-native) در سه محیط آموزشی مختلف ESL/EFL بودند. دادهها شامل مجموعاً بیست و هفت ضبط شده است که از سه درس برای هر معلم تشکیل شده است. بررسی دقیق پایگاه داده نشان داد که معلمان شرکتکننده در گفتار خود با دانشآموزان، هم از اصلاحات مکالمهای و هم از استراتژیهای جبرانی واژگانی استفاده کردهاند. تحلیل کمی نشان داد که این دو نوع استراتژی با فراوانیهای متفاوتی رخ دادهاند. تفاوت مهمی بین معلمان NS و NNS یافت نشد. با این حال، تفاوتهای قابل توجه مرتبط با تکلیف شناسایی شد. در نهایت، مطالعه موردی سه معلم، رابطهای بین تمرکز گفتار و میزان وقوع استراتژیهای ارتباطی در مراحل درس تحلیلشده نشان داد. پیامدهای این نتایج اولاً این است که استراتژیهای ارتباطی واقعاً یک عنصر مرکزی در گفتار معلم هستند؛ ثانیاً، استراتژیهای جبرانی واژگانی و استراتژیهای مذاکره معنایی هر دو به طور قابل توجهی در این ساختار نقش دارند؛ ثالثاً، استفاده از آنها هم برای معلمان بومی و هم برای معلمان غیربومی مهم است؛ رابعاً، آنها با فراوانیها و عملکردهای به طور قابل توجهی متفاوت استفاده میشوند؛ و در نهایت، استفاده از آنها تحت تأثیر تمرکز آموزشی و نوع فعالیت قرار دارد.
خلاصه ماشینی:
این مطالعه از یک طرح روش ترکیبی برای بررسی اول، نوع و فراوانی استراتژی های ارتباطی و الگوهای رابطه آن ها در میان معلمانی که بر اساس پیشینه زبانی و موسسه آموزشی گروهبندی شده اند؛ و دوم، نوع و فراوانی استفاده از استراتژی در رابطه با تمرکز گفتار در مراحل مختلف یک درس استاندارد استفاده می کند.
پیامدهای این نتایج اولاً این است که استراتژی های ارتباطی در واقع یک عنصر مرکزی در گفتار معلم هستند؛ ثانیاً، استراتژی های جبرانی واژگانی و استراتژی های مذاکره معنایی هر دو به طور قابل توجهی در این ساختار نقش دارند؛ ثالثاً، استفاده از آن ها هم برای معلمان زبان مادری و هم برای معلمان غیر زبان مادری مهم است؛ رابعاً، آن ها با فراوانی ها و عملکردهای به طور قابل توجه متفاوتی استفاده می شوند؛ و در نهایت، استفاده از آن ها تحت تاثیر تمرکز آموزشی و نوع فعالیت قرار دارد.
این تعدیل ها شامل استفاده از ابزارهایی است که تاکنون تمرکز دو رشته تحقیقاتی بوده اند؛ مطالعه CSs مورد استفاده توسط یادگیرندگان برای جبران مشکلات زبانی خود در تولید، و مطالعه تعدیلات تعاملی در سطح گفتمان (ورودی مذاکره شده) که توسط گویندگان بومی برای مذاکره بر سر درک خود از گفته های یادگیرندگان انجام می شود.
آیا رابطهای بین مراحل مختلف یک درس و نوع و فراوانی تغییر کدهای (CSs) وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوالات، ابتدا تلاش کردیم تا نوع CSها را در گفتمان کلاسی شناسایی کنیم، دوم، بر توزیع استراتژیها در میان معلمان بومی و غیربومی تمرکز کردیم تا دامنه این پدیده و اثر احتمالی پیشینه زبانی معلمان و ترتیبات نهادی بر الگوهای استفاده از آن را بررسی کنیم.