چکیده:
هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی این موضوع بود که آیا رابطه معناداری بین نگرش، خودکارآمدی و رضایت شغلی معلمان ایرانی EFL از یک سو، و انتخاب استراتژیهای تدریس آنها از سوی دیگر وجود دارد یا خیر. بررسی استراتژیهایی که بیشتر توسط شرکتکنندگان مطالعه با سطوح پایین، متوسط و بالای خودکارآمدی استفاده میشد، هدف دیگر این مطالعه بود. بدین منظور، یک پرسشنامه برای جمعآوری دادههای مورد نیاز، طراحی، پیشآزمون، اعتبارسنجی و پایایی آن برآورد شد. متعاقباً، بر اساس نمونهگیری خوشهای، ۴۲۰ معلم زن و مرد از سه منطقه آموزشی مختلف تهران به پرسشنامه پاسخ دادند. سه آزمون MANOVA مجزا برای بررسی تأثیر نگرش معلمان بر استراتژیهایی که برای تدریس گرامر، واژگان و خواندن به کار میبردند، اجرا شد. پس از آن، همین رویکرد برای مطالعه تأثیر سطوح خودکارآمدی و رضایت شغلی معلمان نیز به کار گرفته شد. نتایج نشاندهنده رابطه معناداری بین سه عامل (نگرش، خودکارآمدی و رضایت شغلی) و انتخاب استراتژیهای تدریس توسط معلمان بود. علاوه بر این، بر اساس امتیازات بهدستآمده از پاسخها به پرسشنامه، شرکتکنندگان به سه سطح پایین، متوسط و بالا طبقهبندی شدند که با درجات نگرش، خودکارآمدی و رضایت شغلی آنها مطابقت داشت. بر این اساس، نشان داده شد که سطح بالای نگرش، خودکارآمدی و رضایت شغلی بهشدت بر استفاده معلمان از استراتژیهای آموزش واژگان تأثیر میگذارد؛ سطح متوسط تا بالای نگرش و خودکارآمدی بر استفاده از استراتژیهای خواندن و گرامر تأثیر داشت. همچنین، به نظر میرسید که استراتژیهای آموزش واژگان در میان معلمان نسبت به گرامر و خواندن بیشتر استفاده میشود.
خلاصه ماشینی:
توسعه اقتصادی، صنعتی و سیاسی بسیاری از جوامع پیشرفته بر پایه استراتژی های تدریس بنا شده است که توسط معلمان حرفهای به کار گرفته می شوند؛ معلمانی که نقش مهمی در تغییرات آموزشی و بهبود مدارس ایفا می کنند (Hargreaver & Fullan, 1992) و کلید نهایی برای تعریف و اصلاح برنامه درسی هستند، که آن هم به نوبه خود به یادگیرندگان در دستیابی به یادگیری کمک می کند.
به طور کلی، مطالعات روی خودکارآمدی نشان داده اند که این مفهوم بر پیشرفت و انگیزه تاثیر دارد (Gibson & Dembo, 1984)، پذیرش نوآوری توسط معلمان (Guskey, 1988)، تعهد به تدریس (Coladarci, 1992)، مدیریت کلاس و استراتژی های کنترل (Woolfolk & Hoy, 1990)، و ویژگی های شخصی مانند جنسیت، پایه تحصیلی آموزش داده شده و تجربه (Ghaith & Shaaban, 1999) اثرگذار است.
آیا رابطه معناداری بین ویژگی های معلمان زبان انگلیسی ایرانی (یعنی نگرش، خودکارآمدی و رضایت شغلی) و میزان استفاده آنها از استراتژی ها در آموزش دستور زبان، خواندن و واژگان است؟ 2.
0055)، می توان نتیجه گرفت که تمام مقادیر پیرسون که در بالا ذکر شد از نظر آماری معنی دار هستند و رابطه معنی داری بین نگرش، خودکارآمدی، رضایت شغلی معلمان انگلیسی ایران و میزان استفاده آنها از استراتژی ها در تدریس دستور زبان، خواندن و واژگان وجود دارد.
اگرچه این نتایج نشان می دهد که سطوح نگرش معلمان اثر معنی داری بر استفاده آنها از استراتژی ها هنگام تدریس واژگان، دستور زبان و خواندن دارد، اما مشخص نیست که آیا این اثر برای همه استراتژی ها معنی دار است یا خیر.